خبر های ویژه

ناپارنیک همان رفيق نقاشی ویاچسلاو سامارین

16 دی 1404

باختن یک جنگ: سقوط و خیزش طالبان

14 دی 1404

تصمیم‌های سال نو ۲۰۲۵ / ۲۰۲۶

13 دی 1404

برای محمدرضا شجریان

6 دی 1404

برای بهرام بیضایی

6 دی 1404

یلدا را این‌گونه می‌نویسم

30 آذر 1404

مرا کشت چون دوستش داشتم،هنرمند یونانی استراتوس دیونیسیو

21 آذر 1404

ثبت جهانی «مینیاتور به سبک بهزاد» به نام افغانستان در یونسکو

19 آذر 1404

موسیقی سنتی چینی، آرامش و بینش

19 آذر 1404

بنیاد پیکاسو می‌خواهد اثر یک میلیون یورویی نقاش مشهور را تنها ۱۰۰ یورو بفروشد

19 آذر 1404

حماسهٔ کوراوغلو

7 آذر 1404

آوازهای ناصر مسعودی همچنان در باران ها و امواج و جنگل ها طنین خواهد انداخت

6 آذر 1404

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، به مناسبت روز جهانی کودک ۲۰۲۵.

30 آبان 1404

نه چندان دور، شهرها از کمبود درخت رنج می‌بردند

30 آبان 1404

عارف ؛موسیقی آرامسازی چینی برای مراقبه و خلوتگزینی

30 آبان 1404

به یاد داشتن " واحد خاکدان مراغه" نقاش چیره دست ایرانی

24 آبان 1404

دو نقاشی از ایوان شیشکین، جنگل قبل از توفان و منظره پاییزی. پارک در پاولوفسک

23 آبان 1404

گمشدگانِ سایه‌نشین - در آلام انسان های غرق در اعتیاد

17 آبان 1404

نگهبانان یکی از پناهگاه‌های خط ماژینو در برابر نیروهای آلمانی تسلیم می‌شوند.

11 آبان 1404

آرامش ژرف

11 آبان 1404

اشعار تصویری ونسان ون گوگ

2 آبان 1404

نقاشی حاشیه مسکو

2 آبان 1404

عبدالجلیل لونی - نقاش دربار عثمانی

30 مهر 1404

همسایه، لطفا دست از کوبیدن دیوار بردار، داری حواسم را پرت می‌کنی..

28 مهر 1404

آخرین قطار از ادوارد هاپر

28 مهر 1404

پاییز رنگارنگ، که شامگاه سال است... با لبخندی بر لب، بر من نور می‌تابد................

27 مهر 1404

 مسیر برگ های ریزان

22 مهر 1404

استفاده ابزاري از مفاهيم ديني!

21 مهر 1404

فلوت شاکوهاشی و کوتو برای آرامش عمیق و تمرکز

20 مهر 1404

عثمان حمدی نین فیرچاسیندان فرش ساتیجی سی تابلوسی

18 مهر 1404

شب پیش از جشن اثر یوری پتروویچ کوگاچ

18 مهر 1404

جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۲۵ به نویسنده‌ی مجارستانی لاسلو کراسناهورکای اعطا می‌شود

17 مهر 1404

شعر

6 دی 1404
6 دی 1404

برای بهرام بیضایی

او به راه خویش می رود بی که اعتنا کند برین و یا برآن می شکافد آسمان سبز صبح را رو به رنگ های بی کران

7 آذر 1404

حماسهٔ کوراوغلو

حماسهٔ کوراوغلو یکی از مهم‌ترین و پرآوازه‌ترین حماسه‌های قهرمانی در میان اقوام ترک‌تبار (به‌ویژه ترک‌های اُغوز) است که در کشورهای آذربایجان، ترکیه، ترکمنستان، ازبکستان، ایران و بخش‌هایی از آسیای میانه و قفقاز رواج دارد. این حماسه به زبان‌های مختلف ترکی اُغوزی (آذربایجانی، ترکمنی، ترکی استانبولی، ازبکی و…) نقل شده و نسخه‌های متفاوتی دارد، اما هستهٔ اصلی داستان در همهٔ آن‌ها تقریباً یکسان است: قهرمانی مردمی که برای انتقام و عدالت علیه حکمرانان ستمگر قیام می‌کند.

17 آبان 1404

گمشدگانِ سایه‌نشین - در آلام انسان های غرق در اعتیاد

گمشدگانِ سایه‌نشین در کوچه‌های خاکستریِ شهر، گمشدگانِ بی‌نام می‌جویند سایه‌ی خود را، صبح‌ها، با دستبندی از امیدِ پاره، نفس می کشند در کارگاهِ زنگ‌زده، شب‌ها، چون پرنده‌ای شکسته‌بال، بازمی‌گردند به امیدگاه خیس زنجیرِ روز، زنجیرِ شب، میانِ آهن و عرق، دردی می‌چکد از انگشتانِ ترک‌خورده‌شان،................................................ دستی دراز کن به سوی این سایه‌ها، شاید یک جرقه‌ی کار، یک کلمه‌ی گرم، آن‌ها را از گمشدگی بیرون بکشد. زندگی‌شان، دردی است که ما نمی‌بینیم، اما آن‌ها، در عمقِ شب‌های بازپروری، شاید هنوز خوابِ بازگشت ببینند.

15 شهریور 1404

لی چینگ‌ژائو: شاعر شور و اندوه در روزگار آشوب

لی چینگ‌ژائو (1084–1155 میلادی)، یکی از برجسته‌ترین شاعران زن تاریخ چین و از چهره‌های ماندگار ادبیات دوره سونگ، با اشعار لطیف و پراحساس خود، قلب خوانندگان را تسخیر کرده است. او که به خاطر سبک منحصربه‌فردش در شعر «سی» شهرت دارد، نه تنها به‌عنوان یک شاعر، بلکه به‌عنوان نمادی از استقامت و استعداد در برابر ناملایمات زندگی شناخته می‌شود.لی در خانواده‌ای فرهیخته در شمال چین به دنیا آمد. پدرش، لی گه‌فی، از شاگردان سو شی، شاعر بزرگ، و مادرش از نوادگان یک مقام ارشد بود. این محیط فرهنگی، استعداد ادبی لی را از کودکی پرورش داد. او در جوانی با سرودن اشعاری چون «مانند یک رؤیا» که با مصراع معروف «سبز چاق و سرخ لاغر» به پایان می‌رسد، شهرتی زودهنگام یافت.در 18 سالگی، لی با ژائو مینگ‌چنگ، جوانی از خانواده‌ای هم‌طراز، ازدواج کرد. این زوج که هر دو عاشق ادبیات و جمع‌آوری کتیبه‌های سنگی و آثار باستانی بودند، زندگی عاشقانه‌ای پر از شعر، موسیقی و مطالعه داشتند. با وجود فقر مالی در سال‌های اولیه، عشق و علایق مشترک، زندگی‌شان را غنی کرده بود. اما این آرامش با سقوط سونگ شمالی در «حادثه جینگ‌کانگ» (1127) و حمله جین از هم پاشید. لی و ژائو مجبور به مهاجرت به جنوب شدند و بسیاری از مجموعه‌های ارزشمندشان در این مسیر از دست رفت.در سال 1129، ژائو در 46 سالگی درگذشت و لی را در اندوه و تنهایی فرو برد. او با شجاعت به حفظ آثار و مجموعه‌های باقی‌مانده ادامه دادلی چینگ‌ژائو با اشعاری چون «جست‌وجو، جست‌وجو، سرد و خالی، غمگین و اندوهبار» (از شعر معروف «شنگ شنگ مان») نه تنها احساسات شخصی‌اش را، بلکه درد و رنج یک عصر آشوب‌زده را به تصویر کشید. او که خود را «ساکن آسان» نامیده بود، با وجود مصیبت‌های زندگی، هرگز از خلق زیبایی دست نکشید. اشعار او، ترکیبی از لطافت زنانه و قدرت روحی، همچنان الهام‌بخش خوانندگان در سراسر جهان است.لی چینگ‌ژائو، بانویی که در میان طوفان‌های زندگی شعر سرود، نه تنها یک شاعر، بلکه یک قهرمان ادبی است که با کلماتش جاودانه شد. خوانندگان امروز می‌توانند در اشعار او، عشق، اندوه و استقامت یک زن را در دل تاریخ چین کشف کنند.

13 شهریور 1404

یک شاخه گل نیلوفر سرخ بر برکه - شعر لی چینگ‌ژائو

قیرمیزی نیلوفر عطرین ایتیریب، بامبو حصیرین پاییز سویوقلوقونون جواریندا ، یاواش یاواش ایپک پالتاریمی آچیرام، تکلیکده قیرمیزی قاییغا مینیرم. کیم‌دیر او بولودلار آراسیندا منه قیزیل‌لا ایپک ده یازیلان مکتوب گؤندرن؟ قازلار سیرالی گلنده ، آي ایوانی توتاندا.

17 تیر 1404

برای دختر م راه ها امن باشد

دخترم، دختر بالغ من برای تو بی‌پایان نگرانم، باشد که راهت هموار بماند، شب و روز برایت دعا می‌کنم.

9 تیر 1404

مهربانی چیز بی‌ارزشی نیست.

اگر زن هستی، در هرآنچه سرنوشت بخواهد، به یاد داشته باش - بدان که مهربانی زیبایی هدف نیست. سال‌ها از پی هم خواهند گذشت تا تو به نهایت ها برسی. زیبایی محو خواهد شد. مهربانی هرگز محو نمی‌شود. مهربانی، مهربانی. مهربانی چیز بی‌ارزشی نیست. اگر زنی مهربان باشد، به این معنی است که آن زن موفق شده است.

6 تیر 1404

بسوز

من از باد آزاد پرسیدم، چه کنم تا جوان بمانم؟ باد بازیگوش پاسخ داد: «مثل باد، مثل دود، سبکبال و روان باش!» من از دریای پرقدرت پرسیدم، راز بزرگ هستی چیست؟ دریای پرطنین پاسخ داد: «همیشه پرخروش باش، مانند من!» من از خورشید بلند پرسیدم، چگونه درخشان‌تر از سپیده‌دم بدرخشم؟ خورشید هیچ نگفت، اما روحم شنید: «بسوز!»

4 تیر 1404

 شعر «آدم» از بولات اوکودژاوا

نفس می‌کشد — نفس می‌کشد با هوایی که بوی بهار دارد، با نی‌ای که هنوز در باد می‌رقصد، با هر ترانه‌ای تا وقتی که شنیده می‌شود، با گرمی کف دست زنی که بر فراز سرش سایه انداخته است. نفس می‌کشد، نفس می‌کشد — و هیچ‌گاه سیر نمی‌شود از نفس کشیدن. نفس می‌کشد با مادر — که فقط یکی دارد، با میهن — که تنها وطن اوست،

22 اردیبهشت 1404

رباعی خیام از زبان جبارباغچه بان

سیری ازلی نه سن بیلیرسن نه ده من، بو بیلمه‌جه‌یی نه سن اوخویوسان نه ده من، بیز پرده‌نین آرخاسیندا سؤیله‌شمه‌ده‌ییخ، تا پرده دوشور نه سن قالیرسان نه ده من

22 اردیبهشت 1404

حیدر بابایا سلام نظیره‌سی

علیکم‌السلام! شهریار آغا، چوخدان‌دی قاچمیشدین بیزدن اوزاغا، آیاق باسمازیدین بیزیم قوناغا، جاوان‌لیق دؤوروندن بو چاغا دئین، سن هئچ بیزدن بئله یاد ائتمزیدین، نه اولدو آی اوغول سن بیر‌دن‌بیره؟ اونوتدوقون ائلی سالدین خاطیره! چاغلایان سولارا، اسن یئل‌لره بو قوجا حیدره ائیله‌دین سلام لوطفون آرتیق اولسون علیک‌السلام! نه قدر دادلی‌میش سنین بو دیلین

18 فروردین 1404

دادرسی

نهایتا ، داور در جایگاه خود قرار خواهد گرفت و متهم نیز و شاکی و تماشاچیان همه خواهند دانست که در کجا باشند و مجازات، صادر خواهد شد، حتی ، قبل از هرگونه دادرسی

17 فروردین 1404

رویا

در رؤیاهای شب تاریک از شادی‌هایی که رفته‌اند خواب دیده‌ام، اما رؤیای بیداری از زندگی و روشنایی مرا با دلی شکسته به جا گذاشته است. آه! چه چیز در روز رؤیا نیست برای کسی که چشمانش با نوری به گذشته بازتابیده، به چیزهای اطرافش خیره شده است؟ آن رؤیای مقدس - آن رؤیای مقدس، هنگامی که همه جهان مرا ملامت می‌کردند، مثل پرتویی زیبا به من دلگرمی داد، روحی تنها را هدایت کرد. چه باک اگر آن نور، در طوفان و شب، از دور چنین لرزان به نظر می‌آمد، چه چیزی در ستاره روز حقیقت می‌توانست پاک‌تر و درخشان‌تر باشد؟

14 فروردین 1404

درد سکوت

دردی که انسان را به سکوت وامیدارد بسیار سنگین تر از دردیست که انسان را به فریاد وامیدارد.. و انسان ها فقط به فریاد هم میرسند نه به سکوت هم...

2 فروردین 1404

شاطر اوغلان

شاطر اوغلان گوروم آللاه سنه وئرسین برکت قوی اونون یاخشی النسین ،خمیرین اللنسین چوخ پیشیر یاخشی پیشیر گویده فیریلدات چوره گی منبر اوسته چوره یین قوی قالانیب تللنسین ......................................... سعدی نین باغ گلستانی گره ک حشره قده ر آلماسی سلله لنیب خرماسی زنبیللنسین لعنت اول باد خزانه کی نظامی باغینین بیر یاوا گلبسرین قویمادی کاکللنسین آرزو جلگه لرینده بیز اکن مزرعه لر دئییه سن ساقه لنیب قوی هله سنبللنسین قصه چوخ قافیه یوخ آختاریرام تاپمیورام یئریدیر شهریارین طبعی ده تنبللنسین

29 اسفند 1403

دلتنگی عشق من - یک شعر چینی

دانه های سرخ در سرزمین های جنوبی می‌رویند، در بهاران شاخه هاشان شکوفه می زند. کاش تو از آن شاخه ها بیشتر بچینی، این دانه ها نشان شورهای پرآشوبند.

16 اسفند 1403

روح تصمیم به نظافت گرفت..

روح تصمیم به نظافت گرفت.. با این تصمیم که همه‌چیز را روی قفسه‌ها مرتب کند.. تمام احساسات را کنار زد، تا از این پس، زندگی آسان‌تر شود، عقل را روی قفسه بالایی گذاشت، با محاسبه و سود در هر چیز، تا زندگی زیبا شود، و خانه پر از فراوانی باشد. در قفسه میانی دوستی را جای داد - چون بدون دوستان نمی‌توان زیست، آن‌ها در شادی و غم، در طول سال‌های دراز همراهند. نظم به احساسات هم رسید و سوالی برای روح پیش آمد؟ چگونه می‌توان به‌خوبی مرتب کرد دو وجه: نفرت -عشق چگونه می‌توان در زندگی ما، همیشه در دو قطب متفاوت.. ایمان - بی‌اعتمادی را نشاند، گرمای دیدارها و درد در دل‌ها. چگونه می‌توان آتش و سرما را جدا کرد، غم و شادی، خشم و اشتیاق، تا تنها کسی که عزیز است کنارمان باشد، و درخشش در چشمانمان خاموش نشود. روح همچنان فکر می‌کرد، حدس می‌زد، در تلاش برای یافتن پاسخ خود آن زمان هنوز نمی‌دانست، که در زندگی ما قفسه‌ای وجود ندارد...

13 اسفند 1403

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست من در پی خویشم، به تو بر می‌خورم اما آن‌سان شده‌ام گم که به من دسترسی نیست

11 اسفند 1403

یورا بیلمز یوللار منی

آتام خسته کیمینیدی،آما گوزلرینده حیات و یاشام ایشیقی پاریلداییردی! بیر کوچیه چیخدیم ، کیتاب آلماق ایستیردیم بلکه ده ائوده داریخماسین و اوندا "یورا بیلمز یوللاری " گوزلریمه ساتاشدی! مدینه خانیمی تانیردی و اوندان خاطیره بو شعر اولان آدلی کیتابی آتام اوچون آلدیم ! چون یوللار اونودا یورمادی! گاه آراندا, گاه داغدایام گاه چمنده, گاه باغدایام یاخیندایام, اوزاقدایام یورا بیلمز یوللار منی.

9 اسفند 1403

چه در اندوه، چه در شادی

چه در اندوه، چه در شادی - قول بده با من تا روزگار پیری بمانی. تا روزهایی که دوستان با فنجانی چای به خانه‌مان سر بزنند، تا لحظه‌ای که صدای عصای نازکت روی زمین بپیچد. تا پاییز که برگ‌ها زیر پاهایت خش‌خش کنند، تا زمانی که موهایت به نقره‌ای زیبا بدرخشند . تا روزی که مسافران در چشم‌برهم‌زدنی به ماه پرواز کنند، تا دورانی که سایه جنگ از یادها پاک شود. تا با رازهای نهان حکمت، که در شادی و رنج آمیخته‌اند، قول بده با من باشی وقتی نوه‌هامان پیمان عشق می‌بندند. قول بده همه را با من، در بیداری و نه در رؤیا، ببینی، آنگاه بدان، من هم کنار تو نفس خواهم کشید.

6 اسفند 1403

در طوفان‌ها و بوران‌ها

در طوفان‌ها و بوران‌ها، در سرمای سوزان زندگی، در آن جدایی‌های گران، و در آن دم که غم فرا گیردت، متبسم و بی‌تکلف به نظر آمدن والاترین هنر جهان است.

4 اسفند 1403

"آنا دیلی"، زبان مادری من!

آنا دیلی همان زبان مادری من در زبان ترکی است! از آنا که می گویم صدای لالایی هایش را می شنوم که چگونه به سکوت گرایید! لای لای دئدیم یاتاسان قیزیل گوله باتاسان! قیزیل گولون ایچینده ؛ شیرین یوخو تاپاسان ! لای لای گویم بخوابی در بستر گل سرخ بمانی درون گل سرخ! خواب های شیرین بیابی! موی سیاه و سپید مجعدش به یادم می افتند و این می شود یادی از آنا ! چشمان نگران پدر از یادم نمی روند. او که عاشقانه هایش را برای مادر می خواند: " آچ قول لارین سال بوینوما سئوگیلینم من " ! بازوانت را بازکن و حلقه برگردنم کن، چون که دوستت می دارم! زبان مادری، زبان حس وعشق و نوستالژی است! کتابخانه ی یادها و یادبودهاست! و راه گذار ارتباط وعشق وم حبت با انسان هاست ! آموزش زبان مادری جریانی است که در بستر زندگی اتفاق می افتد؛ تو هرگز نمی توانی با همزبان به زبان دیگر به صحبت نشینی ! صحبت با او به زبان مشترک حس اجباری توست! و در این حس تو لذت می بری! "پردازش نوا، آهنگ ، فولکلور وادبیات و آموزش زبان مادری" ، حفظ فرهنگ و ارزش ها و ظرافت ها و لطافت ها و معارف اخلاقی ، غنای اخلاقی و انسانی جامعه چند زبانه است، ایجاد اتفاق در آن است!

29 بهمن 1403

یوخوما گلسه‌یدین اگر بیر آخشام

یوخوما گلسه‌یدین اگر بیر آخشام، دئیردیم، قوی یوخوم اولسون ابدی! سنی چوخ گزمیشم، چوخ آختارمیشام، باری ایتیرمه‌ییم‌ بو‌ سعادتی. .................................................. آشکاردا گؤروشدوک سنینله آنجاق، فقط آنی اولدو ووصالین سنین. گئتدین، آجی-شیرین خاطیره‌لرله، قالدی یادداشیمدا خیالین سنین.

ارتباط با تبریز امروز

اخبار ، گزارشات ، عکسها و فیلم های خود را برای ما ارسال دارید . برای ارسال میتوانید از طریق آدرس تلگرامی یا ایمیل استفاده کنید.

info@tabriz-emrooz.ir

اشتراک در خبرنامه

برای اطلاع از آخرین خبرهای تبریز امروز در کانال تلگرام ما عضو شوید.

کانل تلگرام تبریز امروز

فرم تماس با تبریز امروز

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تبریز امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
طراحی وتولید توسططراح وب سایت