رشدیه؛ الگویی از شهرسازی انسان‌محور که آرام‌آرام از میان می‌رود
شهر صرفاً مجموعه‌ای از خیابان‌ها و ساختمان‌ها نیست؛ شهر حافظه دارد، هویت دارد و حاصل تصمیم‌هایی است که گاه دهه‌ها بعد معنی خود را آشکار می‌کنند. احداث شهرک رشدیه در شمال‌غرب تبریز، در پای کوه سرخ عینالی، یکی از همان تصمیم‌های آگاهانه است؛ محله‌ای که در دهه ۱۳۶۰ توسط مردان فراخ نگر در باغمیشه شکل گرفت تا کیفیت زندگی، آرامش و پیوند با طبیعت را به متن شهر بازگرداند. رشدیه بر اساس یک طرح تفصیلی مدون و کارشناسی‌شده طراحی شد؛ طرحی که در آن تراکم، ارتفاع، کاربری زمین و نسبت فضاهای باز و سبز به‌دقت تعیین شده بود. اجرای چنین طرحی، بدون تردید مستلزم هزینه‌کرد از ثروت عمومی بود؛ هزینه‌ای که نه برای ساخت چند ساختمان، بلکه برای خلق الگویی پایدار در شهرسازی صرف شد. بی‌اعتنایی به این طرح، به معنی نادیده گرفتن سرمایه عمومی و تضعیف اعتبار برنامه‌ریزی شهری است. معماری غالب رشدیه شامل خانه‌های دوبلکس ویلایی با نمای آجر سه‌سانتی در قطعات ۱۳۰ تا ۱۵۰ مترمربع است. و در کنار ان اپارتمان های چندین طبقه با فواصل مناسب و فضای سبز بسیار در بین این بناها خود می نمودند. این الگو، امکان داشتن باغچه‌های کوچک، تراکم پایین و سکونت‌پذیری بالا را فراهم کرد و در عین حال، بافتی هماهنگ و خوانا به محله بخشید. قرارگیری شهرک در پای کوه عینالی و دید مستقیم کوه از آخرین خیابان‌ها و عدم مزاحمت برای شهروند تبریزی و حریم منظر شهر، پیوندی کم‌نظیر میان معماری و طبیعت ایجاد کرده است. تمرکز فعالیت‌های تجاری در بازارچه‌ای مرکزی نیز مانع از برهم خوردن آرامش سکونتی محله شده بود. در کنار این ویژگی‌های کالبدی، رشدیه واجد شاخص‌های مهم زیست‌محیطی است. تردد گونه‌هایی از حیات کوهستان مانند خرگوش و روباه در حاشیه شهرک و تداوم رویش گل‌های وحشی عینالی در محدوده همجوار، نشان‌دهنده فشار پایین انسانی و تعادل نسبی میان سکونت و طبیعت است؛ تعادلی شکننده که با افزایش تراکم، تغییر کاربری‌ها و آلودگی‌های بصری ،صوتی و نوری به‌سرعت از بین می‌رود. تجربه تاریخی شهرهای ایران نشان می‌دهد که ارزش معماری اغلب با تأخیر شناخته می‌شود. خانه‌های دوره قاجار که زمانی «قدیمی» تلقی می‌شدند، امروز ثروت شهری‌اند. معماری مسکونی عصر پس از قاجار نیز پیش از آنکه به‌درستی شناخته و تثبیت شود، در موج ساخت‌وسازهای چندطبقه از میان رفت. در ادامه این روند، می‌توان گفت تاکنون سبک شاخص و تثبیت‌شده‌ای برای معماری مسکونی عصر جدید شکل نگرفته است؛ مگر در قالب شهرک‌ها و محلات برنامه‌ریزی‌شده. از این منظر، رشدیه یک امکان تاریخی است؛ محله‌ای که در صورت بقا، می‌تواند در دهه‌ها یا حتی سده‌های آینده، نماد شهرک‌سازی پس از انقلاب اسلامی تلقی شود. با این حال، تهدید رشدیه نه ناگهانی، بلکه تدریجی است. تعدی به حریم کوهستان ، حرکت به سوی ساخت و ساز بر روی گسل ، عدم لحاظ حد ارتفاع گیری و بالارفتن ساختمان های کوچک و بزرگ در کوهستان با عنوان های مانند چند ده هکتاری، صدور مجوز برای تبدیل خانه‌های مسکونی به کافی‌شاپ‌ها و بنگاه‌های معاملات املاک، تغییر کاربری‌ها، صدور مجوزهای بلندمرتبه‌سازی در همان فضای خانه ویلایی کوچک و تغییر الگوی معماری، به‌تدریج کارکرد سکونتی و هویت محله را مخدوش می‌کند و حقوق شهروند داخل و خارج از شهرک را مورد تعدی قرارمی دهد. این در حالی است که چنین فعالیت‌ها و سبک‌های ساختمانی، در هر نقطه دیگری از شهر نیز امکان استقرار دارند و ضرورتی برای تحمیل آن‌ها به رشدیه وجود ندارد. این تصمیمات موردی، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت به درآمدزایی سازمان های شهری و افراد سودجو منجر شود، اما در بلندمدت پیامدی جز جوانمرگی ساختمان‌ها، تولید نخاله‌های ساختمانی، افزایش ترافیک، آلودگی صوتی و هوا و نهایتاً فرسایش هویت محله نخواهد داشت. اضمحلال رشدیه، بیش از آنکه تخریب فیزیکی باشد، نتیجه سازوکارهای نهادی و عدول مستمر از روح طرح تفصیلی است. رشدیه یک محله معمولی نیست؛ سندی زنده از امکان شهرسازی انسان‌محور در ایران معاصر است. حفاظت از آن به معنای بازگشت به گذشته نیست، بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده شهر تبریز و حفظ امکان شکل‌گیری میراث معماری معاصر برای نسل‌های بعدی در تبریز و در کل کشور و حتی منطقه است.
سگ آلودی در تبریز همچنان ادامه دارد
در دروس روزنامه نگاری گاز گرفتن پای یک انسان توسط سگ خبر نیست و فاقد ارزش خبری می باشد ، اما حمله سگ به یک دانشجوی دختر در داخل دانشگاه تبریز نمی تواند با سکوت وگذر بی تفاوت رد گردد.، مگر سگ می تواند در داخل دانشگاه به دانشجویی حمله کند ؛ اما این اتفاق افتاد! حادثه‌ی حمله‌ی یک سگ ولگرد به دانشجوی کارشناسی ارشد در محوطه‌ی دانشگاه تبریز، که به عذرخواهی رسمی رئیس دانشگاه حتی در شبکه های اجتماعی انجامید، تنها یک رویداد موردی نیست؛ بلکه نشانه‌ی آشکار یک بحران مزمن در حوزه‌ی حقوق عمومی و ایمنی شهروندان است.
احیا و حفاظت از مجموعه ی تاریخی خاقانی در "حیدر تکیه سی" یک ضرورت است
آثار ارزشمند تاریخی دوره های ترکمانان،صفویه و قاجار در کهن شهر تبریز که ۹ بار پیشینه پایتختی امپراتورهای آسیایی،ایرانی و محلی را دارد سال هاست در گوشه و کنار تبریز مهم تاریخی به حال خود رها شده و یکی پس از دیگری در حال از بین رفتن و زوال تدریجی هستند. یکی از این آثار ارزشمند تاریخی ،کاروانسرا و مسافرخانه و مدرسه موسوم به خاقانی دروسط غربی محله قدیمی "حیدر تکیه سی"واقع شده است. که اخیرا این محله از سوی شهرداری مناطق ۸ تاریخی و منطقه ۱۰ تا اندازه ای کف سازی و رنگ آمیزی شده و برخی ابنیه های تاریخی آن نیز با مشارکت مالکان و بهره برداران کنونی نیز جسته و گریخته با مصالح سنتی میراث بازسازی شده است. این بناهای قدیمی و تاریخی مربوط به دوره های ترکمانان، صفویان، و قاجارها بوده است و این محله بیش از ۷۰۰ متر بازسازی و کف سازی شده است. و ۶۴ قطعه تجاری و ابنیه قدیمی در مسیر دیده می‌شود. مجموعه میهمان سرا وکاروان سرا خاقانی در بخش غربی این محله قرار دارد و یک مدرسه مخروبه که قبلا در مالکیت آموزش و فرهنگ وقت بود هنوز آثارش باقی است.
پمپاژ مستقیم سم در هوای شهر- آسفالت‌ریزی در اوج آلودگی هوا در تبریز
این کار نه «وجدان کاری» است و نه «اتفاق معمول» — این دقیقاً یک اشتباه مدیریتی و نمونهٔ کامل ناآگاهی از اصول محیط‌زیست شهری است........ آسفالت‌ریزی در روز آلوده، یک رفتار خطرناک و غیرعلمی است آسفالت وقتی گرم می‌شود: ترکیبات فرّار آلی (VOC) آزاد می‌کند بخارات نفتی و بنزن منتشر می‌شود ذرات داغ آسفالت وارد هوا می‌شوند بوی به‌شدت محرک تولید می‌کند این‌ها همگی سمّی و سرطان‌زا هستند و در روز وارونگی، مثل یک پتک روی شهر می‌نشینند. در روزهای سالم هم آلاینده‌اند، اما در روز وارونگی؟ عملی معادل پمپاژ مستقیم سم در هوای شهر.
تاریخ طولانی آشپزی کدو تنبل – از سوپ‌های باستانی مکزیک تا لاته‌های ادویه‌دار مدرن
مهرماه آغازگر فصل کدو تنبل است. در طول این ماه، از آن‌ها برای اهداف غیرخوراکی متنوعی استفاده خواهد شد. در بلژیک، آن‌ها را برای مسابقات قایق‌رانی توخالی می‌کنند و در لودویگسبورگ آلمان، از هزاران کدو تنبل چندرنگ برای ساخت پارک‌های مجسمه‌سازی فصلی استفاده می‌شود. در پایان ماه، آن‌ها با لبخندی ترسناک کنده‌کاری می‌شوند تا هالووین جشن گرفته شود، سنتی که در سراسر جهان به طور فزاینده‌ای محبوب می‌شود. علیرغم برداشت شدن تا پاییز ، برای بسیاری، هالووین نشانه پایان فصل کدو تنبل خواهد بود و تزئینات به طرزی نامناسب دور ریخته می‌شوند. مطالعات نشان می‌دهد که کمی بیش از نیمی از کدوهای تنبل خریداری شده در بریتانیا هر سال (۱۸۰۰۰ تن از آن‌ها) دور ریخته شده و خورده نمی‌شوند. بسیاری از مردم حتی متوجه نیستند که کدو تنبل خوراکی است. اما همیشه اینطور نبوده است: در واقع کنده‌کاری کدو تنبل یک سنت نسبتاً جدید است که از حدود دهه ۱۸۹۰ در ایالات متحده انجام می‌شده. قبل از تبدیل شدن به نماد هالووین، کدو تنبل تاریخ بسیار طولانی‌ای به عنوان یک ماده غذایی داشت. مانند گوجه‌فرنگی، ذرت و سیب‌زمینی، کدو تنبل بومی قاره آمریکا است وشواهد مصرف کدو تنبل به سال ۸۰۰۰ قبل از میلاد در اوآخاکا، مکزیک بازمی‌گردد.
درخت باید می سوخت
درخت باید می سوخت ! البته قبل از سوختن باید می خشکید و شاید قبل از خشکیدن باید اره بر می شد، تا مغازه جدید الاحداث در ولی عصر جنوبی بیشتر به چشم بیاید ! حال درخت را بریدند ، البته قبل از بریدنش بارها مواد نفتی و آهک پایش ریختند ،اما باید بسوزد تا مغازه دیده شود !
رشدیه؛ الگوی انسان‌محور شهرسازی بعد از انقلاب در معرض تخریب
نفس قیر آلود،غبار آلود کارگران
کارگری مشغول ذوب کردن قیر برای تهیه آسفالت است .بخار قیر را مستقیما تنفس می کند .بدون ماسک، بدون حفاظ .همان بخاری که شما به عنوان یک عابر پیاده، حتی یک لحظه نمی توانید تنفس اش کنید .اما او سال هاست ،هر روز آنرا به ریه هایش فرو می برد . بار ها و بارها این صحنه را دیده ام .کارگرانی که بدون ماسک یا حفاظ ایمنی ، مشغول عملیات آسفالت پزی و آسفالت ریزی ، سنگ تراشی و ...هستند و بخارات سمی یا ذرات معلق را مستقیما تنفس می کنند . از خودم می پرسم مشکل در کجاست ؟ به قوانین ایمنی و بهداشت کار مراجعه می کنم .قوانین مصوب وجود دارند .مسئله درخلا ء قانونی نیست. پس کجای کار می لنگد ؟
نگهداری و فروش بطری آب آشامیدنی در زیر نور خورشید غیربهداشتی و ممنوع است
استانداردهای بهداشتی معمولاً توصیه می‌کنند آب بسته‌بندی در محیط سرد، خشک و به دور از نور مستقیم خورشید نگهداری شود تا کیفیت آن حفظ شود. در بسیاری از کشورها (از جمله ایران)، سازمان استاندارد و وزارت بهداشت صراحتاً اعلام کرده‌اند که انبار یا فروش آب معدنی در فضای باز و زیر آفتاب مغایر با اصول بهداشتی است و می‌تواند باعث ابطال مجوز یا جریمه شود.
نمادهای خردمندی در معماری شهرک رشدیه تبریز را نابود نکنید
معماران شهر هارمونی و زیبایی آن را طراحی می کنند ، آنان در نگاه خود زندگی آرام انسانی را ایده پردازی می کنند ، خانه محل آرامش است و همسایه ها دوستی ها را تجربه می کنند! زندگی ماشینی و خانه های مدرن نباید رنگ سبز درخت را فراموش کنند. ط
نان تهران و گرانی نان برای تبریزی ها
برای خرید نان به مغازه بربری پزی که قبلا به آن کوکه می گفتیم وارد شدم ، نان ها روی پیشخوان بودند و بیش از 5 نفر منتظر دریافت نان در صف ایستاده یودند ؛ هیچکس دست به نان ها نمی زد ، با خوشحالی از اینکه نوبت نمی ایستم یک عدد نان را برداشتم ، تازه متوجه شدم آنها نان خشخاشی هستند و گرانتر ! پس زنان و مردان داخل صف دلیل موجهی برای نخریدن نان داشتند ، ن
رایحه‌ها و صداهای نوستالژیک تبریز: چاشنی خاطره‌ها و تعلق خاطر
امروزه با کاهش فضای سبز سنتی و افزایش آلودگی صوتی شهری، این صداهای طبیعی در حال محو شدن هستند. در کنار آن مدرنیته ی پیتزا و کافی شاپ ها بوی کباب و چلوکباب قدیمی را از بین می برند بخشی از این تغییرات نه‌تنها یک تحول اکولوژیک - سوسیالی است، بلکه فراموشی تدریجی بخشی از حافظۀ حسی شهر است.
شیر گوسفند پرچرب کوهستان عینالی
چوپان پشت کوه عینالی ، شیر گوسفندانش را به لیقوان می فرستد ، اگر فرصتی پیش بیاید می توان از آن خریداری کرد و طعم شیر تازه ی گله را دانست !
ترور کنسول آلمان کورت وسترو ، در نیمه ظهر 13 خردادماه 1299 در تبریز
نشریه ینا زایتونگ در 11 ژوئن 1920 از درگیری های یک هفته قبل تبریز خبر می دهد : درگیری‌های مسلحانه بین نیروهای انگلیسی و طرفداران دموکراسی ایران در 3 ژوئن اطراف کنسول‌گری آلمان گزارش شده است. کنسول آلمان به نام ووسترو از خود و پناهندگان تحت حمایتش با شجاعت دفاع کرد............ متأسفانه هیچ شکی وجود ندارد که درگیری‌ها بین کنسول‌گری آلمان و طرفداران دموکراسی ایران با استفاده از سلاح‌های گرم در جریان است. از بعدازظهر، در نزدیکی کنسول‌گری آلمان در تبریز ، صدای شلیک مسلسل و انفجار بمب گزارش شده است. کنسول آلمان، ووستر، با مقاومت قهرمانانه‌ای از خود و پناهندگان تحت حمایتش دفاع می‌کند. به نظر می‌رسد که مهاجمان، همان‌طور که سال گذشته نیز تلاش کردند، این بار هم دست از تلاش برنخواهند داشت. گفته می‌شود که ووسترو در هنگام دفاع از کنسول‌گری مجروح شده است................کنسول در گورستان پروتستان های تبریز به خاک سپرده شد و اکنون بعد از گذشت 123 سال همچنان در تبریز بخواب ابدی فرو رفته است
بالابر یا همان آسانسور خراب پل عابرپیاده ایستگاه مترو استاد شهریار
هزینه کفایت نمی کند ، نگهداری و حفاظت مهم تر از آن است ! این طرف خیابان، ایستگاه مترو استاد شهریار تبریز است ! آن سو باغلار باغی قرار دارد ، و احتمالا کشتی شکسته نوح با همراهی یک پلکان آبی آب نما بعنوان نماد زیبا سازی شهری خودنمایی می کنند! پلکانی برای ایجاد امکان تردد امن از این سو به آن سو ی خیابانی که بارها عبور ناامن از آن قربانی گرفته است ، احداث گردیده است! پل فلزی با صرف هزینه های بسیار ساخته شده است ،اما برای استفاده از آن پلکانی طولانی همراه کرده اند که اجتناب ناپذیر بود، و طراح پل دو دستگاه بالابر را در کناره های آن طرح و نصب کرده است! اکنون شیشه های این آسانسورهای استیل شکسته اند و در نیمه راه متوقف هستند! چه باید کرد و چه کسی مسئول بازسازی این آسانسورهای متوقف هستند!
حقوق کودک ، حقوق انسان! کدام حقوق؟
چیزی به پایان شب نمانده بود، کودک و مادرش را در حال جمع آوری و جستجوی زباله ها دیدم ! همچون سایه های متحرک که پوشش تاریکی، فقر و نداری آنان را در زیر سیاهی خود گرفته بود و پنهان شان می ساخت! به سرعت از خیابان عبور کردند و در نیمه های شب گریان - آن دو - مادر و کودک - در تقلای زنده ماندن به سرعت درون تیرگی ها محو شدند !
تخریب خانه تاریخی دوره قاجار در تبریز
تخریب یک خانه تاریخی با استفاده از بیل مکانیکی در خیابان بهار تبریز در شبکه های اجتماعی و سایت های خبری بازتاب فراوانی داشته است.این خانه تاریخی متعلق به دوره قاجار بوده و در خیابان بهار تبریز قرار داشت.متاسفانه از چند سال پیش روند تخریب آن از حیاط اندرونی و بیرونی آغاز و کاشی های دست ساز دوره قاجار آن کنده و درختان موجود بریده شدند و در هفته جاری نیز تخریب آن با استفاده ازبیل مکانیکی انجام شد.گفته می شود سازمان نظام مهندسی تبریز وشهرداری منطقه مجوز ساخت بلند مرتبه سازی به مالک‌ داده اند.وجود ۹۰۰ خانه تاریخی و قدیمی در شهر تبریز، که بیشتر آنها هنوز در اهمال کاری شهرداری و میراث فرهنگی به حال خود رها شده و شناسنامه دار نشده اند با این حال خانه های تاریخی بازسازی شده و تحت قوانین حفاظتی قرار گرفته باز هم به نوعی این شهر را به عنوان پایتخت و ویترین خانه‌های تاریخی در ایران تبدیل کرده است. اکثر خانه های تاریخی تبریز متعلق به دوره های صفوی، قاجار و پهلوی اول هستند.و در سال های اخیر جمعی از گردشگران ایرانی و خارجی در سفر به شهر کهن و تاریخی تبریز،به سراغ خانه های تاریخی رفته اند . متاسفانه بدلیل گزند روزگار و زلزله های سخت اکثر خانه ها و کاخ های زیبای ادوار گذشته تاریخی تبریز ویران و از بین رفته اند.
هوا آلوده است ! همه جا تعطیل است!
بر اساس اعلام استانداری آذربایجان شرقی و بنا بر مصوبه کارگروه اضطرار آلودگی هوا، امروز چهارشنبه، ۱۴۰۴/۲/۲۴؛ کلیه مدارس و مراکز آموزش عالی استان در همه مقاطع تحصیلی تعطیل است کلیه ادارات، سازمان‌ها، بانک‌ها، دانشگاه‌های سطح استان، به غیر از سازمان های امدادی و عملیاتی از ساعت ۹ صبح تعطیل است
اطلاعیه تعطیلی مدارس در روز چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ماه
به گزارش اداره اطلاع‌رسانی و روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی، به اطلاع اولیا و دانش‌آموزان و فرهنگیان گرامی می‌رساند؛ به دنبال تصمیم کمیته اضطرار آلودگی هوا و افزایش توده گرد و خاک، فعالیت مدارس استان آذربایجان شرقی در تمامی مقاطع تحصیلی در هر دو شیفت صبح و بعد از ظهر، روز چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ماه، تعطیل می‌باشد.
سدخاموش ! سد شهید مدنی بر روی زمین های مجاور گسل تبریز
احداث سد شهید مدنی در دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی آغاز و سپس تا دوره آقای محمود احمدی نژاد ادامه یافت و توسط آقای رحیمی معاون رییس جمهور افتتاح و لوح آن در محوطه سد نصب گردید ، اکنون باگذشت دو دوره بعد از ریاست جمهوری آقای روحانی و یک دوره مرکب آقایان رییسی و پزشکیان هیچ بازخورد و ثمره ای از سد دیده نشد ! عده ای به بهانه سد شهید مدنی، پل ثبت شده دوره صفوی ونیار را شکستند و هیچ عکس العملی از سوی اداره کل میراث فرهنگی دیده نشد و همراه با آن در دل طبیعت جاده ای احداث گردید که موجب دسترسی نخاله ساختمانی و زباله به درون کوهستان شده است اکنون ثروت ملی پایمال شده در پای سد که معلوم نیست عکس العمل طبیعت در صورت پرکردن پشت آن و آبگیری آن چگونه خواهد بود ، بی ثمر مانده و فقط جیب مردمان خالی شده است ! اگر سد آبگیری شود ثمرات آن نامشخص است ولی احتمال خطر حرکت دادن لایه های گسل و زمین لرزه های القایی تبریز را تهدید خواهد کرد! پرداخت خسارت به شهر و انجام کار بی مطالعه را چه کسی عهده دار خواهد بود!
انتقال سریع گوشت های یارانه ای از فروشگاه بزرگ
گوشت های منجمد گوسفندی وارداتی که از طریق تامین ارز دولتی خریداری شده بودند، از غرفه های یک فروشگاه بزرگ و زنجیره ای قدیمی در تبریز که به شکال عجیب خصوصی سازی شده است؛ جمع آوری شده اند ، جمع آوری عجیب این گوشت ها در شرایطی است که بعلت افزایش قیمت ها و فشارهای اقتصادی بر مردم ، خرید گوشت در مغازه های قصابی با کاهش مواجه شده است و کمک های دولتی یاری و مددرسانی به مردم جهت تغذیه صحیح تر و در دسترس بودن گوشت برای طبقات متخلف مردم بوده است! خروج ناگهانی این همه گوشت دولتی بسیار سوال برانگیز و مقصد آنها نامشخص بوده است. تصور کارمندان فروشگاه به انتقال گوشت برای شعبه مرکزی بوده است که با پیگیری مشخص گردید این گوشت ها به فروشگاه مرکزی نیز نرسیده اند!
قاچاق طلا از معادن ورزقان/ غیربومی‌ها به جستجوی طلا آمده‌اند
رئیس مجمع نمایندگان آذربایجان‌شرقی: بنابر گزارشات مسئولان قضایی، افرادی غیربومی از سایر استان‌ها ‌به جستجوی طلا در اندریان روی آورده‌اند و علاوه بر آن برخی از کارکنان شرکت بهره‌بردار نیز شغل‌شان را رها کرده و به شبکه قاچاق پیوسته‌اند.
محلول پاشی برای برف و یخ زدایی در تبریز وارد فضای سبز و پای درختان می شود
با شروع فصل سرما بنرهای تبلیغاتی شهرداری مبتنی بر استفاده از محلول بجای نمک پاشی در تمام شهر نصب می شود ! آیا این محلول که گفته می شود متشکل از آب نمک و آهک است ، بر محیط زیست تاثیر منفی ندارد؟ تصاویر بازمانده ی محلول را که به پای درختان نفوذ کرده است در یکی از خیابان های شهر نشان می دهد ! حال بعد از عید و حتی در دراز مدت میزان تاثیر سو این محلول مشخص خواهد شد! احتمالا طراحی ماشین محلول پاش بنحوی که مانع از پاشیده شدن محلول به فضای سبز گردد، می تواند موجب کاهش نفوذ محلول در خاک و ریشه درختان گردد!
مقصر کیست ؟ رانندگی بر خلاف مسیر و ایجاد تصادف و سانحه برای دیگران
این یک خیابان معمولی است ، در یک محله معمولی به نام رشدیه! اما با خیابان و کوچه پس کوچه های کمتر، چون طراحی خیابان ها در آن بدون بن بست تعریف شده اند! همه می دانند در یک خیابان معمولی رانندگی چگونه انجام می گیرد ! جهت ها مشخص هستند و رانندگی کاملا تعریف شده است! راه میانبر در این محل تعریف نشده است ،چون هیچ کوچه بن بستی وجود ندارد و خیابان ها بطور موازی و متقاطع اند! تقریبا تمام مسیر ها دارای طول یکسان هستند ! حال فردی بر خلاف مسیر قانونی و عادی در آن رانندگی می کند ! این چیست ؟ بی احترامی به قانون و شهروند؟ هر چیزی می توان در باره ی آن گفت ! *** راننده ماشین سمت راست ، به خلاف وارد یک خیابان می شود! او حتی راه خود را کوتاه تر هم نکرده است ! ناگهان راننده ی خودرو میانی خود را با یک اتومبیلی مواجه می بیند که از روبرو در حال حمله ( آمدن) است ماشین سمت ، به راحتی در حال رانندگی است که در یک خیابان آرام ناگهان خودرو جلوتر از خود متوقف می شود و او از پشت سر ماشین جلویی خود را در هم می کوبد! *** حال مقصر کیست ! کدام عناصر باعث این مشکل شده اند! مهندسی شهر و خیابان در این محل کاملا صحیح است ! ناظری بنام پلیس در محل وجود ندارد و قرار هم نیست پلیس همواره در این محل باش و یا در محل سوانح باشد ! تنها به ظاهر فرهنگ است که پشت سر این تصادف قرار دارد! .......................... اما اهالی محل بارها درخواست نصب دوربین جهت کنترل تردد افراد بی مسئولیت در این مسیر کرده اند! گاه درخواست حضور پلیس را برای چند ساعت در هفته نموده اند ! اما ضرورت یا امکان حضور پلیس ممکن و حس نشده است ! *** با نصب یک دوربین ،درغیاب پلیس، امکان کنترل و پیشگیری این امر و تصادف تکراری در غیاب فرهنگ اجتماعی ممکن بود ! حال چه می توان کرد و چه می توان گفت !