ترانه ساری گلین بعنوان نامزد بهترین موسیقی سنتی جهان
ترانه "ساری گلین"که از روسیه تا بالکان و از ارومچی چین تا سواحل دریاهای خزر و سیاه در بین قومیت های محتلف ترک زبان و سایر ملل در بیش از ۴۰ کشورجهان اجرا می شود از جمله همین ترانه و تصنیف های اساطیری اقوام ریشه دار ترک اند که با لهجه ها و گویش های مختلف توسط هنرمندان در این مناطق باجلوه های ویژه و آب و تاب های فراوانی اجرا شده اند. تاکنون این ترانه زیبا و پرمعنا در کشور هایی چون ایران،روسیه،فرانسه،ایتالیا،ترکیه،قبرس،پرتغال بلا روس،آذربایجان،گرجستان،اکراین،رومانی،آلبانی، و...اجرا شده و اجرای آن در جمع کارشناسان یونسکو در ثبت جهانی رقص آ ذر بایجانی در پاریس موجب شگفتی آنان شد. این قطعه زیبا، اخیرا با عنوان «ساری آغچیک» با صدای" آراز تروسیان" خواننده ۵۰ ساله ارمنی تباردر رادیوو تلویزیون ایران اجرا و فورا در شبکه های اجتماعی ویرال شد وبه برخی رسانه های دیداری و شنیداری برخی کشورها کشیده شد. ریشه این ترانه فولکلوریک که در میان ترکان ملل مختلف با نام «ساری گلین» شناخته می‌شود.یک ترانه افسانه ای فولکلور ماندگار و سینه به سینه نقل شده است که در اساطیر ترکان قدیم رنگ زرد رنگی مقدس بوده و هم اکنون نیز درروان شناسی رنگ ها،زرد یکی از بهترین و تاثیر گذارترین رنگ ها شناخته میشود. و در سوره مبارکه بقره نیز خداوند قهار دو عالم نیز از رنگ زرد بعنوان رنگ شادو مسرت بخش نام برده است.عروس زرین یا عروس زرد پوش ترجمه ساری گلین در نسخ فارسی و بعدها"دامن کشان و ساقی می خواران"نیز مد نظر بوده است. در زبان ارمنی نیز به "ساری آغچیک"نام و اشتهاریافته است.
مسیح دوغولدو
مسیح دوغولدو؛ اونو یوکسَلدین! مسیح گوکلردن گَلییر؛ اونو قارشیلاماغا چیخین! مسیح یئر اوزونده‌دیر، سئوینجدن جوشون! ای یئر اوزو، رَبّه نغمه‌لر دیین! و خوشبختلیکله اونو اوْوون، ای خلق‌لار؛ چونکی او یوکسَک‌دیر!
کنسرتو ویلن و پیانو اثر آلبرتو چورچی؛ ویولنیست انریکو وحیدی آذر
انریکو وحیدی آذر فرزند سیاوش و آنا است ؛ او در بولونیا زندگی و تحصیل می کند ! سیاوش شاگرد استاد زاون یدیقاریانس بود و در ارکستر سمفونیک تبریز به رهبری و هدایت بهروز وحیدی آذر ویلن می نواخت . این قطعه توسط انریکو در تالار بولونیآ اجرا شده است .اثر متعلق به آلبرتو چورچی هنرمند ایتالیایی است ، آلبرتو چورچی نواختن ویولن را نزد استاد اِی. فرنی آموخت و در سال 1904 از کنسرواتوار "سن پیترو آ ماجلا"ی ناپل فارغ‌التحصیل شد. سال بعد برای تکمیل تخصص نزد جوزف یوآخیم به برلین رفت و خیلی زود کارنامه‌ای سریع و درخشان را آغاز کرد و برای چندین سال در شهرهای اصلی اروپا، هند شرقی هلند و شرق دور کنسرت اجرا کرد. پدربزرگش، فرانچسکو کورچی، در آولینو (شهر مهمی در منطقه کامپانیای ایتالیا) به دنیا آمده بود و در سال 1860 به ناپل نقل مکان کرده بود تا مغازه‌ای برای فروش سازهای موسیقی و نت‌های دست‌نویس افتتاح کند و کسب‌وکاری را پایه‌گذاری نمود که به لطف کار نوادگانش رشد و گسترش یافت. فعالیت واقعی نشر "خانه موسیقی کورچی" با اپرت "لیبس‌بایکوت" (جنگ به عشق) آغاز شد که آلبرتو کورچی روی لیبرتوی آلمانی یوهانس بوبنده ساخته بود و در هامبورگ در "تئاتر اپرت نو" اجرا شد. برای مطالعه بیشتر به پایگاه خبری تبریز امروز مراجعه نمایید
نقاشی‌های کوچک موسیقیایی با پس زمینه قله برفی دند تبریز
دند کوهستان دست نخورده ی تبریز است ، در برابر عینالی که در معرض تهاجم قرار دارد ، دند با بارش برف بر قله اش زیباترین منظره ها را افریده است ........ موسیقی پرلود اثر آناتولی کنستانتینوویچ لیادوف در پس زمینه عکس ها ست
مرا کشت چون دوستش داشتم،هنرمند یونانی استراتوس دیونیسیو
استراتوس که با لقب "باز صحنه" شناخته می‌شد، با تفسیرهای قدرتمند و پرشور خود در فاصله سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ طرفداران زیادی پیدا کرد. او در ترانه‌هایش که تلفیقی از موسیقی سنتی یونان و ملودی‌های مدرن بود، به مضامین عشق، اندوه و پیکار زندگی می‌پرداخت. او با آثار به‌یادماندنی که از خود به جا گذاشت، جایگاه ویژه‌اش را در تاریخ موسیقی یونان حفظ کرده است.
موسیقی سنتی چینی، آرامش و بینش
یک آلبوم کامل شامل ۱۰ قطعه برای سازهای سنتی چینی، الهام گرفته از اشعار کهن و طبیعت. این آلبوم با همراهی سازهای گوچین، شیائو و گوژنگ، سفری مراقبه‌آمیز را از میان مه، نور ماه و گذر زمان می‌تنید
آوازهای ناصر مسعودی همچنان در باران ها و امواج و جنگل ها طنین خواهد انداخت
صدای گرمش بخشی از رادیو بود ، او توانسته بود با آوازهای گیلک ، فرهنگ فولکلور و بومی سرزمینش را در سرتاسر ایران بشناساند و این بزرگ ترین جایگاه موسیقایی را در بین مردم برایش ساخته بود. ناصر مسعودی امروز رخت از جهان فرو بست درحالیکه توانست گنجینه ای از آوازهای فولکلور را بیافریند و حس دوستی را در یک سرزمین پهناور جاری سازد
عارف ؛موسیقی آرامسازی چینی برای مراقبه و خلوتگزینی
از هیاهوی جهان فاصله گیر و راه «عارف» را در پیش دار سفری به سوی سکوت، دانایی و آرامشی بی زمان. بگذار نوای سازهای گوجین، شیائو و ارهُو روح شما را از میان کوهستانهای مه‌آلود و تأملهای آرام رهنمون شود.
مارش عزا اثر فلیکس مندلسون
مندلسون این قطعه را به عنوان بخشی از موسیقی صحنه‌ای برای نمایش "آتالا" نوشت. "آتالا" یک نمایشنامه اثر یوهان ولفگانگ فون گوته، شاعر و نویسنده بزرگ آلمانی است. این مارش برای صحنه‌ای عزادارانه در نمایش استفاده می‌شود و قرار بود حس غم و از دست دادن را منتقل کند.
آرامش ژرف
قطعه موسیقی با گوجین تجسمِ آرامش است. نوای گوچین ساز کهن چینی آنقدر عمیق و پاک است که گویی از دل تاریخ و حکمت چین باستان برمیخیزد.
 مسیر برگ های ریزان
این قطعه، با هدایت نفس نرم شاکوهاشی و طنین ملایم کوتو، روح ساکت یک سامورایی تنها را در حال قدم زدن در جنگلی از افراهای قرمز به تصویر می کشد. هر برگ ریزان بازتابی از ناپایداری است — و هر نفس، گامی به سوی آرامش درونی.
استفاده ابزاري از مفاهيم ديني!
استفاده ابزاري از مفاهيم ناب و متعالي اسلامي، اين روزها به حرکتي ناشيانه توسط افرادي که مي‌خواهند اتباع افغانستاني را به هر شکل که شده در ايران ماندگار کنند تبديل شده است. اين افراد که معلوم نيست دچار توهم شده‌اند يا اهداف خاصي را دنبال مي‌کنند، از عنوان ارزشمند «امت‌گرائي» براي توجيه نقطه ‌نظر خود استفاده مي‌کنند و ذيل اين عنوان تلاش فوق‌العاده‌اي براي جلوگيري از اخراج اتباع غيرمجاز از يکطرف و صاحب حق جلوه دادن آنها جهت اقامت در ايران و برخوردار شدن از انواع امتيازات از طرف ديگر، به عمل مي‌آورند. علاوه بر اين، با روشي بسيار ناشيانه به بعضي آيات قرآن کريم متوسل شده و با تفسير غلط آيات، درصدد موجه جلوه دادن تفکر انحرافي خود برمي‌آيند. متأسفانه اين افراد که بعضي از آنها در کسوت روحانيت نيز هستند، مطالب نادرست خود را در قالب «کليپ» در سطح گسترده‌اي منتشر مي‌کنند که پيداست از حمايت محافل مخفي صاحب امکانات وسيع مادي برخوردارند. آنها مي‌گويند مکتب اسلام مرز نمي‌شناسد و تمام مسلمانان از هر نقطه جهان که باشند اعضاي امت اسلامي هستند و به هر کشور اسلامي بروند آنجا وطنشان محسوب مي‌شود و کسي حق ندارد آنها را از اقامت در جائي که مايل هستند منع کند. آيه شريفه «يا اَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أكْرَمَكُمْ عِنْدَ‌الله اَتْقَاكُمْ» (سوره حجرات، آيه 13) را نيز پشتوانه ادعاي خود قرار مي‌دهند و نتيجه مي‌گيرند ما بايد درصدد تشکيل امت اسلامي باشيم و براي رسيدن به اين آرمان، بايد مرزها را ناديده بگيريم و به نظريه «جهان‌وطني» برسيم. اين مغالطه آشکار براي اينست که اين افراد مي‌خواهند نتيجه بگيرند اتباع افغانستان بايد بدون محدوديت به ايران سرازير شوند و در هر نقطه از ايران که بخواهند و تا هر زمان که اراده کنند بمانند و براساس مساوات اسلامي از تمام امتيازات نيز برخوردار باشند. مطرح ‌کنندگان اين ادعا اگر اهل سواد قرآني و داراي بينش ديني و اجتماعي باشند، قطعاً با اين واقعيت آشنا هستند که شکل‌گيري «امت اسلامي» و تحقق آرمان وحدت امت بهيچوجه با وجود کشورهاي مختلف با مرزهاي مشخص و مقررات و قوانين اختصاصي هر کشور منافاتي ندارد. تمام مسلمانان مي‌توانند از هر ملت و قوم و رنگ و مذهب و گرايش که باشند در تفکر وحدت امت اسلامي شريک و همراه و همدل باشند و در عين حال به قوانين و مقررات کشورهاي خود و ساير کشورها پاي‌بندي نشان بدهند. آيه شريفه‌اي که مي‌فرمايد شما را زن و مرد آفريده‌ايم و به ملت‌ها و قبيله‌ها تقسيم کرده‌ايم تا با همديگر تعامل داشته باشيد و گرامي‌ترين‌هايتان باتقواترين‌هايتان هستيد، اولاً درصدد اعلام فضيلت معنوي شخصي انسان‌هاست و ثانياً داراي هيچ نکته‌اي که به معناي نفي مرزها و مقررات کشورها باشد نيست. کساني که با استناد به اين آيه و رفتن زير پرچم «امت اسلامي» مرتکب مغالطه بزرگ جايز دانستن ورود بي‌حساب و کتاب اتباع افغانستاني به ايران هستند در خوشبينانه‌ترين فرض مي‌توان آنها را دچار توهم دانست هرچند در ميان آنان افرادي هم وجود دارند که مي‌خواهند با اين قبيل مغالطه‌ها تشکيلات سازمان ملي مهاجرت را با ساختاري به تصويب مجلس شوراي اسلامي برسانند که ايران به جولانگاه اتباع افغانستاني تبديل و هويت ايران و ايراني بطور کلي نابود شود. سؤال مهمي که اين مغالطه‌گران بايد به آن پاسخ بدهند اينست که آيا حکومت خودخوانده طالبان در افغانستان و ساير دولت‌ها به ايرانيان اجازه ناديده گرفتن مرزها و مقررات کشورهاي خود را مي‌دهند که شما اين پيشنهاد خلاف عقل و منطق را به دولت ايران مي‌دهيد؟! اين البته جداي از عوارض منفي امنيتي، اجتماعي، اخلاقي، اقتصادي و... است که مثنوي هفتاد من کاغذ شود
فلوت شاکوهاشی و کوتو برای آرامش عمیق و تمرکز
ویدیو حاوی موسیقی اصیل و آرام بخش ژاپنی است که با نغمه‌های جان‌ساز فلوت شاکوهاشی و هماهنگی ظریف ساز کوتو بافته شده است. آیا به دنبال یک موسیقی پس‌زمینه ایده‌آل برای مراقبه ذن هستید؟ یا شاید نیاز به موسیقی مدیتیشن ژاپنی دارید تا به شما در رسیدن به آرامش عمیق، تمرکز بهتر برای مطالعه، یا یک خواب شبانه آرام کمک کند؟
کُوئِی — سایهٔ سرخ
یک رونین در دریایی از رنگ قرمز شناور است، هر قدمش در سکوت محو می‌شود و هر نفسی که می‌کشد به «تائو» (راه/حقیقت هستی) پیوند خورده است. بدون استاد، بدون راه تنها با سایه‌ای از عزم راسخ خودش.
دائو ، موسیقی ذِن ژاپنی برای مراقبه، تمرکز و ترمیم درون
او تنها، گام در روی مسیر سِرخ می گذارد ! گام‌هایش آرام، اما استوار — نه با مقصد، که با حضور در لحظه هدایت می شود. "و سکون، مسیر را آشکار می‌سازد": وقتی ذهن ما در اثر گوش دادن به این موسیقی آرام و "ساکن" می‌شود، می‌تواند "راه" درست را که همیشه وجود داشته اما در زیر هیاهو پنهان بوده، ببیند. درون‌بینى و شهود جایگزین تلاش و تقلا می‌شود.
موساشی – موسیقی سامورایی ژاپنی برای آرامش، مدیتیشن و خواب
آموزه‌های میاموتو موساشی ، شمشیرزن و سامورایی مشهور ژاپنی (قرن ۱۶ و ۱۷)، بیشتر در اثر مهمش «کتاب پنج حلقه» بازتاب یافته‌اند. این کتاب نه فقط درباره فنون شمشیرزنی، بلکه در مورد فلسفه زندگی، راه جنگجو (بوشیدو)، تمرکز ذهن و هماهنگی با طبیعت نوشته شده است. راه جنگجو (دو): او می‌گفت جنگجو باید در هر شرایطی آماده باشد و تمرکز درونی خود را از دست ندهد. شمشیر بی‌شمشیر: موساشی باور داشت پیروزی تنها به سلاح وابسته نیست؛ بلکه به ذهن و روح بستگی دارد. او بارها بدون شمشیر واقعی و فقط با چوب مبارزه کرده و پیروز شده بود. ساده‌زیستی و بی‌وابستگی: در نوشته‌های او آمده که نباید دلبسته دارایی یا لذت‌های مادی شد. آزادی واقعی در دل بریدن از وابستگی‌هاست. تمرکز و مشاهده: موساشی تأکید می‌کرد جنگجو باید همه‌چیز را ببیند، نه فقط دشمن را. دید وسیع، کلید پیروزی است. آمادگی دائمی: او می‌نوشت که انسان باید همیشه برای سختی آماده باشد، حتی در لحظه‌های آرامش.
پراحساس و زیباترین کنسرتوها ی ویلنسل
ویولنسل همیشه جایگاه ویژه‌ای در موسیقی کلاسیک داشته است. با صدای عمیق و انسانی‌مانند خود می‌تواند آه بکشد، آواز بخواند یا غرش کند؛ اغلب بار احساسی‌ای را حمل می‌کند که کمتر سازی توان برابری با آن را دارد. تعجبی ندارد که آهنگسازان در طول قرون به ویولنسل روی آورده‌اند تا عمیق‌ترین ایده‌های موسیقایی خود را بیان کنند. با این حال، در مقایسه با مجموعه‌های عظیم کنسرتوهای ویولن و پیانو، کنسرتوی ویولنسل نسبتا نادر است؛ همین باعث می‌شود هر شاهکار در این ژانر بیشتر ارزشمند باشد. این فهرست یازده نمونه از بزرگ‌ترین کنسرتوهای ویولنسل را در بر می‌گیرد؛ آثاری که از دوره رمانتیک تا قرن بیستم گسترده‌اند. این آثار توانایی ساز را در حرکت میان لطافت و درام، صمیمیت و شکوه نشان می‌دهند. در کنار هم، آن‌ها تابلویی غنی از سبک‌ها و صداها می‌سازند و آشکار می‌کنند که چگونه آهنگسازان مختلف ظرفیت‌های ویولنسل را گشوده‌اند. چه شنونده‌ای باتجربه باشید و چه تازه وارد دنیای موسیقی کلاسیک، این کنسرتوها ویولنسل را در قدرتمندترین و شاعرانه‌ترین حالتش آشکار می‌سازند.
نگاهی به قطعه به موسیقی آداجیو آلبینونی
در اوج قطعه، زمانی که دینامیک به حد اکثر می‌رسد و خطوط ملودیک به فضای باز می‌روند، شنونده حس می‌کند که اندوه به نوعی رهایی روحانی تبدیل شده است.
آوازی به ماه اثر آنتونین دورژاک
در داستان، روسالکا – یک پری آب – در پردهٔ اول اپرا این آریا را می‌خواند. او دلباختهٔ یک شاهزادهٔ انسانی شده که در کنار دریاچه دیده است، اما هنوز توانایی نزدیک‌شدن به او را ندارد. به همین دلیل، رو به ماه می‌کند و از آن می‌خواهد پیام عشق و اشتیاقش را به شاهزاده برساند.
گل های ختمی کوچه شماره 13
"اندک روز مانده به تابستان کوچهٔ سیزده، رنگ بهار دارد... گل‌های ختمی، مثل رنگین‌کمانِ یادها، هر کدام قصه‌ای دارند: سرخ از عشق، زرد از نور، بنفش از آرزو... و باد که می‌وزد، صدای موسیقی تبریز را با خود می‌آورد: «ای گل‌ها، بگذارید " یای گلسین " بگذارید رفتنِ فصل‌ها آزاد باشند ...»"
موغام معناسی
موغام، آذربایجان‌ین سنتی و مقامی موسیقی‌لریندن بیری‌دیر کی، خالقین چالیشماغی ، حیسلری و تاریخی ایله باغلی‌دیر. بو موسیقی، کلاسیک شعرلرله بداهه‌نوازی‌نین بیرلشمه‌سی‌دیر و خاص دستگاه‌لار اوزرینده اجرا اولونور. موغام، یالنیز بیر موسیقی دئییل، بلکه ادبیات، شعر و عرفانلا یاناشی بیر درین چالیشما میراث‌دیر. ۲۰۰۸-جی ایلده یونسکو طرفین‌دن اینسان‌لارین معنوی فرهنگی چالیشما میراثی کیمی ثبت اولونوب. موغام، راست، شور، سه‌گاه، چهارگاه، بیات شیراز، شوشتر و همایون کیمی دستگاه‌لاردان عیبارت‌دیر و بیات کورد، حجاز کیمی شعبه‌لری وار.
از دنیای جدید، سمفونی دنیای سیاهان
دورژاک باور داشت که موسیقی ملی آمریکا باید بر پایه‌ی آوازهای بومیان آمریکا و سیاه‌پوستان آفریقایی‌تبار بنا شود. او این سبک‌ها را شنید، تحلیل کرد و در نگارش تم‌های این سمفونی، به‌ویژه در موومان دوم و چهارم، از ساختار و حس آن‌ها الهام گرفت.
والس تریسته ، والس غم ، والس اندوهگین ژان سیبلیوس
در شبی وهم‌آلود، که سایه‌های مرگ بر بستر بیماری سوسو می‌زنند، کوله‌ما (مرگ)، روح الیسا را در آغوش می‌کشد. الیسا، زنی در آستانه وداع با زندگی، در تب و رویا غوطه‌ور است. در این رؤیای مسحور، او خود را در تالاری خیالی می‌یابد، جایی که ارواح، با رقصی آرام و والس‌گونه، در نغمه‌ای غم‌انگیز چرخ می‌زنند. نخست، رقص نرم و دل‌انگیز است، گویی نوستالژی زندگی در ملودی‌های سیبلیوس موج می‌زند. اما به‌تدریج، سایه‌ای شوم بر تالار می‌افتد. الیسا درمی‌یابد که هم‌رقص او، خودِ مرگ است، با لبخندی سرد و ناگزیر. والس شتاب می‌گیرد، پرشور و دراماتیک، تا لحظه‌ای که نفس زندگی در اوج نغمه‌ای پرآشوب فرومی‌نشیند. سکوت فرا می‌رسد، و الیسا، در آغوش مرگ، با آرامشی غریب به خواب ابدی فرو می‌رود. این نمایشنامه، چون شعری کوتاه، از مرگ نه چون پایان، که چون رقصی شاعرانه سخن می‌گوید؛ رقصی که زندگی را در آینه وهم و زیبایی به تماشا می‌نشیند.
هیچ‌کس نخوابد
هیچ‌کس نخوابد! هیچ‌کس نخوابد! تو نیز، ای شاهزاده، در اتاق سردت، به ستارگان می‌نگری که از عشق و امید می‌لرزند.