خبر های ویژه

یک رسانه به نام توفیق؛ داستان روزنامه‌نگاری که تنها اما اثرگذار نوشت

23 اردیبهشت 1405

دولت می‌تواند موقعیت شما را ردیابی کند – اما معمولاً نه با جاسوسی مستقیم از شما

12 آذر 1404

آب پشت بند نهند خالی است، آن بالا دست ها ویلا می سازند

23 آبان 1404

چرا و چگونه شخصیت پدید می‌آید؟ مطالعه‌ی تکامل فردیت با استفاده از هزاران مگس میوه

28 مهر 1404

یک راه‌پله در یک موزه کوچک هنرهای تزیینی، داستانی هولناک از وحشت، آزار و بردگی را روایت می‌کند

14 مهر 1404

با توجه به امکان تقلب و ساخت سناریوهای گفتگو با صوت و صدای دیگران ، ایا ارائه صدای دیگران در دادگاه می تواند صحیح باشد؟

20 مرداد 1404

فرشتگان، جادوگران، کریستال‌ها و گربه‌های سیاه: چگونه باورهای فراطبیعی در میان گروه‌های مختلف در آمریکا متفاوت است

1 مرداد 1404

مصیبت کربلا در نقاشی قهوه خانه ای

15 تیر 1404

هزینه پنهان رونق کازینو آنلاین گرجستان

26 خرداد 1404

رد کردن ۵ افسانه درباره خیس شدن دستگاه‌های الکترونیکی

24 خرداد 1404

امپریالیسم دیجیتال: چگونه شرکت‌های آمریکایی شبکه‌های اجتماعی با تکیه بر قوانین ایالات متحده در برابر مقررات جهانی فناوری مقاومت می‌کنند

26 فروردین 1404

«چه کسی طلاق را تعریف می‌کند»

7 فروردین 1404

جشن و شادی در مسکو به دلیل هدایای ترامپ به پوتین

1 اسفند 1403

سحابی پروانه یا باترفلای نبولا

11 آذر 1403

منظره آرارات

6 آذر 1403

من یک مهاجر مسلمان و یک روانپزشک هستم که در میشیگان زندگی می کنم - هنوز تصمیم نگرفته ام که به چه کسی رای بدهم

14 آبان 1403

23 اردیبهشت 1405

یک رسانه به نام توفیق؛ داستان روزنامه‌نگاری که تنها اما اثرگذار نوشت

توفیق وحیدی آذر

تبریز-ایرنا - انگار همین دیروز بود؛ مردی میانسال، لاغراندام، با موهای جوگندمی و چهره‌ای همیشه خندان، آرام و بی‌ادعا وارد اتاقم در ایرنا مرکز تبریز شد. بی‌هیچ تکلفی روی صندلی چرخان نشست و تنها گفت: «توفیق وحیدی‌آذر هستم.» نه کلمه‌ای اضافه، نه اشاره‌ای به تحصیلاتش، نه سخنی از سال‌ها تجربه، نه حتی اشاره‌ای کوچک به ده‌ها هنر و فضیلت اخلاقی‌اش. همان یک جمله، ساده اما پرمعنا، آغاز دوستی ما بود.

کم‌کم فهمیدم که این سادگی ظاهری، چه گنجینه‌ای از فرهیختگی و صداقت را در دل خود پنهان کرده است. شناختمش؛ انسانی وارسته، باسواد، مسلط به چند زبان، مطالبه‌گر و صادق. کسی که من، او و امثال او را ستون‌های ناپیدای شهرم می‌دانم؛ مردانی که بی‌هیاهو، اما با تمام وجود برای آبادانی تبریز جان می‌گذارند.

توفیق در همان دیدار نخست در دلم نشست. روان و صمیمی حرف می‌زد و هر جمله‌اش با لبخندی شیرین همراه می‌شد. کیف ساده‌ای به‌دست داشت و اغلب مسیرهای اداری و سازمانی را که برای پیگیری مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهر بارها و بارها طی می‌کرد، پیاده می‌رفت، بی‌آنکه رنج راه را جدی بگیرد.

با گذشت زمان دانستم که پدر مرحومش، حاج حسن وحیدی‌آذر، نیز در زمانه خود از معتمدان تبریز بوده و در خوانش وقف‌نامه ربع رشیدی، آن اثر فاخر ثبت‌شده در فهرست میراث یونسکو ، نقش بی‌بدیلی داشته است. همین یک نکته کافی بود تا بزرگی ریشه‌های اخلاقی و فرهنگی توفیق را بهتر درک کنم. هرگاه نام پدر را بر زبان می‌آورد، سایه‌ای از اندوه بر چهره همیشه خندانش می‌نشست؛ نشان عشق عمیق و بی‌مرزش به پدر بزرگوارش.

توفیق، دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد دانشکده فنی دانشگاه تبریز، از مهندسان خوشنام و دقیق شرکت داروسازی شهید قاضی طباطبایی بود. درستکاری‌اش چنان زبانزد بود که برخی تاب این صداقت بی‌پروایش را نیاوردند و او را زودتر از موعد بازنشسته کردند.
این‌ها را که روایت می‌کرد، هر بار به‌جای خشم، چیزی شبیه لبخندی تلخ بر لبش می‌نشست؛ لبخندی که از صداقت جریحه‌دارشده، اما شکست‌نخورده خبر می‌داد.

 

- توفیق؛ وجدان بیدار شهر و نگهبان طبیعت

توفیق وحیدی‌آذر به‌تنهایی بار مسئولیت یک شهر را به دوش می‌کشید. زاده تبریز بود و بزرگ‌شده محله‌ اصیل ششگلان؛ اما دلش برای تمام شهر می‌تپید. هیچ مشکل و معضلی از چشمش پنهان نمی‌ماند. در سال‌های اخیر، از تهدید شهرک ویلایی رشدیه به‌دست دلالان زمین و سوداگران برج‌سازی سخت دل‌چرکین بود. با قلم، با زبان، با نامه‌نگاری‌های پی‌درپی و با تمام توان از این بخش ارزشمند شهر دفاع کرد. بارها به استانداری، شهرداری، شورای شهر، نمایندگان و اداره کل بازرسی نامه نوشت و هشدار داد.
تکرار می‌کرد: «رشدیه دستاورد شهرسازی اصولی نظام جمهوری اسلامی در تبریز است؛ نباید قربانی سودجویی شود.»

اما عشق اصلی توفیق، ارتفاعات عینالی بود؛ کوهستانی که برایش حکم خانه‌ دوم، و شاید هم «خانه‌ اصلی» را داشت. بیش از ۱۵۰ گونه گیاهی را در سرخ‌گون سرخاب شناسایی کرده بود و برای تک‌تکشان ویدیو ساخت. هر بار که به ایرنا می‌آمد، با شوق کودکانه‌ای از انتخاب موسیقی مناسب برای یک گل بومی صحبت می‌کرد.
چه بسیار کارت‌پستال‌هایی که از جیب خودش چاپ کرد؛ با تصاویر گونه‌های جانوری و گیاهی منحصربه‌فرد عینالی، و بی‌هیچ چشمداشتی میان دوستانش توزیع می‌کرد.

توفیق آن‌قدر با عینالی خو گرفته بود که پرنده و سنجاقک و بوته و صخره، او را از خود می‌دانستند. می‌گفت، وقتی می‌خواست از جغدی همرنگ کوهستان عکس بگیرد، پرنده انگار او را می‌شناخت که تکان نمی‌خورد. این‌ها افسانه نبود؛ توفیق زبان طبیعت را می‌فهمید.

باور قلبی‌اش این بود که عینالی باید به‌عنوان «میراث طبیعی تبریز» و یک زیست‌کره ارزشمند در فهرست آثار ملی و حتی یونسکو ثبت شود. کوچک‌ترین دخل‌وتصرفی در آن محدوده را تاب نمی‌آورد. نامه پشت نامه، هشدار پشت هشدار… همه برای حفظ کوهستانی که عاشقانه دوستش داشت.

در همین مسیر، برای ثبت «زنبق بنفش» به‌عنوان نماد تبریز ـ همزمان با انتخاب تبریز به‌عنوان پایتخت محیط‌زیست کشورهای آسیایی ـ تلاش‌های گسترده‌ای کرد؛ تلاشی که متأسفانه مانند بسیاری از اقدام‌های نوآورانه‌اش در پیچ‌وخم اداری گرفتار شد.

فهرست تلاش‌های زیست‌محیطی توفیق، دفترها می‌خواهد و مثنوی هفتاد من می‌شود. گفتنش آسان نیست، اما حقیقت این است: توفیق وحیدی‌آذر، یک نفر بود، اما قلبی به وسعت تبریز داشت.

- توفیق؛ روزنامه‌نگاری در جامه تعهد و صداقت

توفیق وحیدی‌آذر، در کنار همه فعالیت‌های صنعتی، فرهنگی و اجتماعی‌اش، یک روزنامه‌نگار مستقل و متعهد بود؛ متعهد به درد مردم، به حقیقت و به رسالتی که آن را جدی‌تر از بسیاری دیگر زندگی می‌کرد. سابقه روزنامه‌نگاری او به اوایل دهه ۱۳۸۰ بازمی‌گشت؛ زمانی که مقالاتش با نام‌های مستعار در روزنامه‌هایی چون کیهان و جمهوری اسلامی منتشر می‌شد و سبک نگارشش از همان روزها نشان می‌داد که با قلمی معمولی روبه‌رو نیستیم.

سر پرشوری برای نیشتر زدن به دردهای جامعه داشت؛ مردی که مدیران رسانه‌های چاپی پایتخت به صداقت و قدرت تحلیلش اعتماد می‌کردند. همین اعتماد و همین نیاز به داشتن تریبونی مستقل بود که چند سال قبل او را بر آن داشت رسانه‌ای شخصی برای بازتاب دغدغه‌های اجتماعی و فرهنگی‌اش بنیان گذارد؛ رسانه‌ای که نامش را «تبریز امروز» گذاشت.

در این رسانه، او هم خبرنگار بود، هم عکاس، هم نویسنده، هم تدوین‌گر و هم مدیر. نگاهی گذرا به محتوای پایگاه خبری‌اش کافی است تا توانمندی کم‌نظیر این روزنامه‌نگار فرهیخته به‌خوبی دیده شود.

اما توفیق یک ویژگی ممتاز داشت که او را از بسیاری از روزنامه‌نگاران شهرش متمایز می‌کرد: به نشست‌های خبری مدیران نمی‌رفت.

او اعتقادی به روایت رسمی و تشریفاتی رویدادهای آذربایجان و ایران نداشت. باور داشت که بهترین منبع خبری هر رسانه، خبرنگارانش و مردمش هستند، نه سالن‌های نشست و ردیف‌های روبان‌دار.

از همین رو، خبرهایش به‌جای تمرکز بر چهره‌ها، بر رویدادها و فرایندها تکیه داشت. او ستاره‌سازی نمی‌کرد؛ واقعیت را پیش چشم مردم می‌گذاشت. همین منش باعث شده بود که توفیق را مدیران دستگاه‌های نظارتی و قضایی بیشتر بشناسند تا مدیران خدمات‌رسان. او سال‌ها، برای صیانت از میراث تاریخی و معماری تبریز، مقالاتی مفصل و مبتنی بر اسناد نوشت؛ از جمله درباره مسیرگشایی در محله «برق لامع» و ضرورت حفظ کنسولگری‌های تاریخی موجود در آن. و در این راه، هرگز خسته نشد.

توفیق برای رفع مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، تنها به قلم بسنده نمی‌کرد؛ با مراجعه مستقیم به نهادهای نظارتی، دستگاه‌های قضایی و از طریق نامه‌نگاری‌های متعدد، برای استیفای حقوق عامه می‌کوشید. چنین روحیه‌ای سبب شده بود که بسیاری از فعالان رسانه‌ای تبریز حتی او را نشناسند؛ زیرا توفیق روزنامه‌نگاری را نه در حضور در محافل، که در وجدان بیدار و مسئولیت‌پذیری معنا می‌کرد و برای تحقق آن یک‌تنه می‌جنگید.

هر بار که فرصتی برای دیدارش دست می‌داد و از پروژه‌های در دست انجام یا آرزوهای تحقق‌نیافته‌اش سخن می‌گفت، با خود می‌اندیشیدم، خداوند چه انرژی، توان و روح بزرگی در وجود این مرد نهاده که در راه حل مشکلات مردم، خستگی را از پا انداخته است.

گفتن از توانایی‌های روزنامه‌نگارانه توفیق، قصه‌ای طولانی است که در این مجال نمی‌گنجد. او تنها یک خبرنگار متعهد به مسئولیت اجتماعی نبود؛ مولف و مترجمی توانا نیز بود که دقت علمی را با لطافت اخلاقی در هم می‌آمیخت و از هر سطرش بوی صداقت می‌آمد.

مرگ توفیق عزیز، مصداق بارز این ضرب المثل ترکی است که «آدام وار ائودن گئدر، آدام وار ائلدن گئدر»( مرگ بعضی اشخاص، اعضای خانواده ای را داغدار می کند و برخی دیگر جامعه ای را) و فقدان توفیق از شق دوم است.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

ارتباط با تبریز امروز

اخبار ، گزارشات ، عکسها و فیلم های خود را برای ما ارسال دارید . برای ارسال میتوانید از طریق آدرس تلگرامی یا ایمیل استفاده کنید.

info@tabriz-emrooz.ir

اشتراک در خبرنامه

برای اطلاع از آخرین خبرهای تبریز امروز در کانال تلگرام ما عضو شوید.

کانل تلگرام تبریز امروز

فرم تماس با تبریز امروز

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تبریز امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
طراحی وتولید توسططراح وب سایت