تبریز امروز:
تصاویر آهنی از ماهی و گیاهان ساختهی صنعتگر جوربک صدیقوف از سقف «اتاق آبی» عبدالوحید بخاری در بینال بخارا در تاریخ ۱ نوامبر ۲۰۲۵ آویزان است. بخاری امیدوار بود بازدیدکنندگان با قدم گذاشتن به اتاقی پوشیده از کاشیهای سرامیکی، حس غوطهوری در آب را تجربه کنند. (عکس: الکساندر تامپسون/یورایشینت)
در اوایل دههی ۱۹۹۰، هنگامی که عبدالوحید بخاری دانشجوی هنر در پایتخت ازبکستان، تاشکند بود، یکی از استادان کتابی دربارهی سفالگری سنتی ازبک به او داد. او در آن کتاب آموخت که زادگاهش، بخارا، روزگاری صنعت سفالگری پررونقی داشت، تا اینکه بازرگانان روس در دههی ۱۸۸۰ بازار محلی را از ظروف چینی تولید انبوه پر کردند.
بخاری تعریف کرد: «صنعتگران و سفالگران بخارایی بازار خود را از دست دادند و پس از چند سال ورشکست شدند که به ناپدید شدن سفالگری سنتی بخارا انجامید.»
او که پس از آشنایی با این هنر از دست رفته دلشکسته شده بود، احیای تولید سفالهای آبی بخارا را رسالت زندگی خود قرار داد. او در موزهها به جستجوی نمونههای قدیمی پرداخت و از صنعتگران مناطق همسایه که این هنر در آنها باقی مانده بود، پرس و جو کرد. سرانجام، سبک سفالگری زادگاهش را بازآفرینی کرد و یک کارگاه ساخت. اما همیشه آرزو داشت مدرسهای بسازد تا این دانش را به نسل بعد منتقل کند.
این پاییز، بخارا میزبان اولین نمایشگاه بینالمللی بزرگ هنری آسیای مرکزی، «بینال بخارا»، با اهدافی بسیار شبیه به اهداف بخاری بود: ترویج نوزایی هنر آسیای مرکزی.
هنرمند خادم علی با همکاری صنعتگران ازبکی، سنجر نظراف و سعید کامالوف، برای خلق یک تابلوی گوبلن حماسی که افسانههایی از ریشههای هزارگی او در افغانستان را با استفاده از یک روش ازبکی روایت میکند، همکاری کرد. این اثر در کاروانسرای بخارا آویزان شد که در سدههای هجدهم و نوزدهم خدمتگزار تاجران جاده ابریشم بود. (الکساندر تامپسون/یورایشینت)
پس از دههها واقعگرایی (رئالیسم) شوروی، بینال به نظر میرسید که بازگشت هنر بخارایی، ازبکی و آسیای مرکزی را با سبک و بیانی متمایزاً خاص خود اعلام میکند.
جازگول مدظموا، هنرمند بینال از قرقیزستان، گفت: «ما خودمان داستانهایمان را روایت میکنیم، نه کس دیگری از بیرون بیاید و ما را مطالعه کند.»
بینال که در پایان نوامبر به کار خود پایان داد، حدود ۲۰۰ شرکتکننده از ازبکستان و نزدیک به ۴۰ کشور دیگر را گرد هم آورد - که اغلب یک هنرمند بینالمللی را با صنعتگران محلی جفت میکرد - تا ۷۰ اثر هنری خلق کنند که در مدارس تاریخی و کاروانسراهای مرکز بخارا پراکنده شده بودند.
آزیزا قادری، هنرمند ازبکی که ازبکستان را در بینال ونیز گذشته نمایندگی کرد، با یولدوز مخدینوا و ماتیو بیسونت همکاری کرد تا اثر چندرسانهای «بریدهشده از یک پارچه» را خلق کند. این اثر از خاطرات پدربزرگ او از سفری به ایالات متحده در سال ۱۹۶۹ برای مطالعه کشت پنبه استفاده میکند. اثر قادری به موضوع کار و حافظه میپردازد. (الکساندر تامپسون/یورایشینت)
جیمز پیکت، استاد تاریخ دانشگاه پیتسبورگ که دربارهی بخارا و فرهنگ آن مطالعه میکند، گفت: «نمیتوانم به این فکر نکنم که این جدیدترین فصل در یک ماجرای طولانی اسطورهسازی بخارا است. در دوران شوروی، بخارا از یک شهر زنده و پویا برای یادگیری به یک دکور برای ملتسازی شوروی-ازبکی تبدیل شد. از این منظر، بینال به معنای بازگشت به یک سنت فرهنگی زنده است و این شهر را به عنوان تولیدکنندهی فرهنگ به جای موزهای از گذشتهی مفید، قرار میدهد.»
با محوریت موضوع «دستورالعملهایی برای دلهای شکسته»، بینال به شدت از تاریخ غنی و سنتهای پویای بخارا الهام گرفت؛ بسیاری از آثار با تکیه بر آن گذشته، احساسات خود را دربارهی دردهای جهان امروز منتقل میکردند.
موضوع بینال از افسانهای دربارهی دانشمند جامعالعلوم بخارایی، ابنسینا، یکی از بنیانگذاران پزشکی مدرن، الهام گرفته شده بود. گفته میشود او «پلو» (پلوی)، غذای ملی ازبکستان را برای درمان دل شکستهی شاهی که نمیتوانست با معشوقهاش، دختر یک صنعتگر، ازدواج کند، ابداع کرد.
این نمایشگاه که توسط بنیاد دولتی توسعه هنر و فرهنگ حمایت میشد، به یک دستور کار داخلی نیز خدمت میکرد و بر تلاش رئیس جمهور شوکت میرضیایف برای گشودن محتاطانهی «ازبکستان نو» و ترویج هویت فرهنگی ملی در کشوری بزرگ و متنوع تأکید داشت. سعیده میرضیایوا، دختر رئیس جمهور که نقش پررنگتری یافته و مسئول محور فرهنگی اصلاحات پدرش است، به طور نزدیکی با این بینال مرتبط بود و در مراسم افتتاحیه سخنرانی کرد.
بینال به بخاری، که بشقابها و کاسههایش معمولاً در یک گنجه جا میگیرند، یک اتاق بزرگ در مدرسهی گاوکوشون داد.
الهام چگونگی استفاده از فضای بزرگ، اول به همسرش، دلنوزا کریموا، که خود هنرمند است، رسید. او به ماهیهایی فکر کرد که در جویباری نزدیک اماکن مقدس صوفیان بخارا شنا میکنند. بخاری گفت مردم برای مراقبه و یافتن آرامش، وقت خود را در کنار آن ساحل میگذرانند و ماهیها را تماشا میکنند.
او تصمیم گرفت تمام اتاق را با کاشیهای سرامیکی آبی کمرنگ بپوشاند تا به بازدیدکنندگان حس بودن در زیر آبهای آن جویبار را بدهد. نور خورشید از پنجرههای بلند به داخل اتاق میتابد و از روی کاشیها منعکس میشود، مانند نوری که از سطح آب میدرخشد. بخاری با آهنگر بخارایی، جوربک صدیقوف، همکاری کرد که نمایشی از ماهی و گیاهان ساخت و از سقف آویزان شد.
بخاری گفت: «معمولاً ما چیزها را در سطح چشم میبینیم، هر شیئی مانند یک اثر یا قطعه موزه. ما به آن عادت کردهایم، اما ما آن اثر هنری را بالا آویزان کردیم تا مردم سر بلند کنند و به فرهنگ، میراث و سنتهای ما نگاه کنند.»
او با خنده اضافه کرد: «تا کمتر به تلفنهایمان نگاه کنیم.»
بسیاری از هنرمندان حاضر در بینال نیز برای یافتن دستورالعمل خود برای دلهای شکستهی دنیای مدرن، به گذشته و سنت نگاه کردند - یا به آنها نظر افکندند.
جستجوی هنرمند چینی، کو چانگ، برای مسیر خوشبختی، بر یک تابلوی گوبلن آبی ازبکی که انارهایی را با نشانهای برجهای فلکی دوختهشده در مدالهایی آویزان در جلوی آن به تصویر کشیده، تأکید داشت. اثر هنرمند روسی، تاوس ماخاچوا، که نقشهای زنان در جامعه را بررسی میکند، از جواهرات سنتی عروسی ازبکی الهام گرفت. موزاییک سبز و آبی قلب ساختهی هنرمند ازبکی، اویجان خیراللهوا، در اتاقی قرار گرفت که گیاهان دارویی سنتی از دیوارهای آن آویزان بود.
هنرمند چینی، کو چانگ، در اثر خود «زادگاه خوشبختی» به چگونگی یافتن رضایت پرداخت که شامل یک گوبلن، مدالهای دوختهشده و ویدیوهایی در بینال بخارا بود. هنرمندان ازبکی، بخروز احمداف و جاسوربک جوانخانزاروف با او همکاری کردند. این اثر یکی از بسیاری از آثار نمایشگاه بود که از سنت ازبکی الهام گرفته بود. (الکساندر تامپسون/یورایشینت)
بینال عمدتاً از مسائل سیاسی - یا هر نقد مستقیمی از وضعیت lamentable حقوق بشر در منطقه - دوری کرد، اما هنرمندان به مسائل زیستمحیطی و جنسیتی پرداختند.
یکی از چشمگیرترین آثار، مجموعهای از گوبلنها بود که بر روی کانالی که از مرکز بخارا میگذرد، نصب شده بود. بر روی آن، هنرمندان هیماالی سینگ ساین و دیوید ساین تاپسر، با همکاری بافنده ازبکی رسولجان میرزاآحمداف، خشک شدن دریاچه آرال را در سایههای آبی و صورتی در میان هزاران تصویر گرفته شده از عکسهای ماهوارهای به تصویر کشیدند. این اثر زمانی تأثیرگذارتر بود که آبی که در کانال جریان دارد، زمانی به سمت دریاچه آرال جاری میشد قبل از آنکه برای شهر منحرف شود.
هنرمندان هیماالی سینگ ساین و دیوید ساین تاپسر، که وقت خود را بین هند و بریتانیا تقسیم میکنند، برای بینال بخارا گوبلنی ایجاد کردند که در امتداد یک کانال از مرکز بخارا میگذشت. این اثر ناپدید شدن دریاچه آرال را از طریق هزاران تصویر از این پهنه آبی هنگام خشک شدن نشان میدهد. کانال، آبی را که زمانی به دریاچه میریخت منحرف میکند. (الکساندر تامپسون/یورایشینت)
اثر مدظموا به موضوع مهاجرت پرداخت. مادرش برای اولین بار وقتی او ۱۳ سال داشت، برای کار به روسیه رفت. مدظموا روسریهایی که مادرش روی قلابهای کنار در به هم گره خورده باقی میگذاشت را برمیداشت. او به یورایشینت گفت که آنها بوی مادرش را مدتها پس از رفتن او میدادند.
در بخارا، او حدود ۲۰۰۰ روسری از زنان محلی جمع آوری کرد و آنها را به هم گره زد تا چیزی بسازد که در ابتدا آن را به عنوان یک ستون فقرات عظیم تصور میکرد که قرار بود در هوای بالای یک کوچه آویزان شود. اما همکاران محلیش شروع به نامیدن آن به اژدها کردند و این ایده ماندگار شد.
گوبلنی از هنرمندان هیماالی سینگ ساین و دیوید ساین تاپسر، که وقت خود را بین هند و بریتانیا تقسیم میکنند، در بینال بخارا در ۱ نوامبر به نمایش درآمد. (الکساندر تامپسون/یورایشینت)
او گفت: «این دربارهی چیزی است که ما پشت سر میگذاریم. من همچنین این ایده را دوست دارم که اژدها، که این جانور افسانهای است که معمولاً حامل آتش است... چه میشود اگر اژدهایی که ما میسازیم، آن که حامل سلاح نیست، بلکه حامل دعاها باشد؟»
تاریخ معاصر و دوره شوروی عمدتاً در آثار بینال نمایندگی نشده بود، که اکثراً به طور مبهمی به تاریخ بخارا به عنوان مرکز تجارت جاده ابریشم اشاره داشتند.
پیکت با اشاره به اینکه تأکید بر زبان ازبکی بود و برخی موتیفهای ایرانی-اسلامی به عنوان «ازبکی» توصیف میشدند که تاریخی پیچیده را ساده میکند، گفت: «قطعاً، ملتسازی ازبکی امروز زنده و سالم است و تا حدی این در این نمایشها به نمایش درآمد.»
گوبلنی از هنرمندان هیماالی سینگ ساین و دیوید ساین تاپسر، که وقت خود را بین هند و بریتانیا تقسیم میکنند، در بینال بخارا در ۱ نوامبر به نمایش درآمد. (الکساندر تامپسون/یورایشینت)
بخارا مدتها است که تحت تأثیرات ترکی و فارسی بوده و جمعیت بزرگی از تاجیکزبانان در این شهر زندگی میکنند.
گوبلنی از هنرمندان هیماالی سینگ ساین و دیوید ساین تاپسر، که وقت خود را بین هند و بریتانیا تقسیم میکنند، در بینال بخارا در ۱ نوامبر به نمایش درآمد. (الکساندر تامپسون/یورایشینت)
پیکت به یورایشینت گفت: «با این وجود، به نظر من این هدف در مقایسه با قرار دادن دوباره بخارا به عنوان یک مشارکتکننده در هنر بینالمللی، در اولویت دوم قرار داشت.»
در واقع، بینال توجه قابل توجهی به هنرمندان آسیای مرکزی جلب کرد و بسیاری از هنرمندان بینالمللی را برای اولین بار به منطقه آورد. مدظموا گفت بسیاری از آنها تابستان را در کنار یکدیگر یا در مجاورت هم کار کردند و مطمئناً جایگاه صحنه محلی را ارتقا خواهد داد.
برای بخاری، بینال ممکن است پایان یک جستجوی طولانی را رقم بزند. او گفت یکی از حامیان بینال درباره تأمین مالی مدرسه سفالگری بخارایی او صحبت کرده است.
او به یورایشینت گفت: «تصور کنید، من از سالهای ۱۹۹۳، ۱۹۹۴ در مورد این فکر میکردم و رویایش را میدیدم، و پس از این همه سال، بالاخره به هدف اصلیمان نزدیک شدهایم.»
الکساندر تامپسون روزنامهنگاری مقیم بیشکک، قرقیزستان است که درباره رویدادهای جاری در سراسر آسیای مرکزی گزارش میدهد. او پیشتر برای روزنامههای آمریکایی از جمله پست و کورییر چارلستون در کارولینای جنوبی و بوستون گلوب کار کرده است.