21 تیر 1400

حرص و طمع به مانند سیاهچاله + ویدئو

فیلم کوتاه محصول انگلستان

چارلی ، یک مرد 30 ساله ، در شیفت شب کار می کند. او امشب بسیار خسته است و روز طولانی را پشت سر گذاشته است. بقیه همکارانش به خانه رفته اند و او کلی کپی بزرگ دارد که باید برای روز بعد آنها را داشته باشد. چارلی از کمبود خواب مبهوت است و کمی از قهوه خود را بیرون می ریزد. اتاق چارلی با درخشش چراغ سدیم نور فلورسنت روشن شده و احساس واقعی تکرار ، یکنواختی زندگی و مردی که کاملاً از کار خود خسته شده است - در لبه ترک کار است، اما جایی دیگر برای رفتن ندارد.

تبریز امروز: 

 

چارلی ، یک مرد 30 ساله ، در شیفت شب کار می کند. او امشب بسیار خسته است و روز طولانی را پشت سر گذاشته است. بقیه همکارانش به خانه رفته اند و او کلی کپی بزرگ دارد که باید برای روز بعد آنها را داشته باشد. چارلی از کمبود خواب مبهوت است و کمی از قهوه خود را بیرون می ریزد. اتاق چارلی با درخشش چراغ سدیم نور فلورسنت روشن شده و احساس واقعی تکرار ، یکنواختی زندگی و مردی که کاملاً از کار خود خسته شده است - در لبه ترک کار است، اما جایی دیگر برای رفتن ندارد. ناگهان بدون هشدار ، دستگاه کپی شروع به لرزیدن و تولید صداهای عجیب می کند ، اسکنر بارها و بارها چشمک می زند ، اما هیچ چیز از چاپگر خارج نمی شود. چارلی آشکارا ناراحت می شود ، به دستگاه ضربه می زند و دکمه ها را مشت می کند. دستگاه کپی به طور ناگهانی ساکت و ساکت می شود - چارلی با ناامیدی دستان خود را به بالا می اندازد. او از روی ناامیدی به دستگاه کپی لگد می زند و یک پرینت A3 از یک لکه سیاه برروی کاغذ سفید بزرگ دور آن را می شکافد. همانطور که کاغذ را حرکت می دهد فنجان قهوه اش در این سیاه چاله می افتد. او به آرامی به سمت دستگاه کپی دست می زند - . با کنجکاوی آستین پیراهن خود را بالا زده و دست خود را به سمت سوراخ حرکت می دهد - انگشتانش در حالی که نزدیک جوهر سیاه می شوند ، می لرزند. باورنکردنی است که دست چارلی درست از سوراخ و  مستقیم در صفحه چاپ شده فرو می رود. او بازوی خود را بیشتر و بیشتر تا راست تا آرنج عبور می دهد  و فنجان قهوه خود را می گیرد. دستگاه کپی متوقف می شود و می ماند - چارلی با حرکتی ناگهانی بازوی خود را بیرون می کشد ، کمی سرد شده است. این فنجان در دست او است - او چند بار آن را کلیک می کند و خنده آلود به سوراخ خیره شده است. اکنون می بینیم که چارلی در می یابد چه سرگرمی دیگری می تواند با این سوراخ داشته باشد. او تکه کاغذ را روی دستگاه فروش می چسباند و یک شکلات را بیرون می کشد تا بخورد. چارلی شروع به فکر کردن می کند. این سوراخ چه کاربردهای عملی می تواند داشته باشد - آیا راهی وجود دارد که او بتواند این هدیه را از خدایان دستگاه کپی به نفع خود بسازد. آیا حرص و طمع او را بهتر خواهد کرد؟

 ***

وتی دوربین ، تصویر  شخصیت فیلم را در مورد ارتکاب اولین جنایات خود نشان می دهد. از یک میانه شات استفاده می کند تا مخاطب ببیند او چه کاری انجام می دهد. سرقت از ماشین فروش ، و حالت چهره او ؛ با احتیاط وقتی به اطراف نگاه می کند تا مطمئن شود گرفتار نشده است.
تصویر نهایی یک شات از راه دور است که برای ایجاد آخرین شات برای پایان دادن به فیلم استفاده می شود. این باعث می شود مخاطب سوال کند که پس از گرفتار شدن مرد در گاو صندوق ، چه اتفاقی برای او می افتد زیرا کسی برای بیرون آوردن او وجود ندارد. آیا او می میرد یا می تواند یا صبح بیرون بیاید ولی گرفتار شود؟ هیچ کس نمی داند!
***
سرعت کلیپ بسیار کند آغاز می شود. این نماد زندگی او است و وقتی دیگران به خانه رفته اند در کار گیر کرده است ، بنابراین روزها برای او طولانی است. با این حال ، هنگامی که خلق و خوی او سرعت را تغییر می دهد ، نشان می دهد که او به دلیل داشتن مقداری قدرت ، هیجان زده می شود ، چیزی که به طور معمول ندارد.
در طول کلیپ صدای ملایم چاپگر در حال انجام کاری است که شنیده می شود. دلیل اصلی این امر نگه داشتن فیلم به روایتی مدور است. نمونه دیگری از صدای خاص ، ترد خوردن شکلات تخته ای توسط وی است. این واقعیت که او اینقدر سر و صدا می کند ، نشان می دهد که او نادان است و رفتار خاصی ندارد و فکرهای یک شخص بد بودن را به او اضافه می کند.
صدای اصلی غیر دیژتیک در فیلم کوتاه ، صدای اغراق آمیز "سیاهچاله" هنگام لمس آن است. هنگامی که مانند یک کشتی فضایی بیگانه لمس می شود ، صدای پهپاد بزرگی ایجاد می شود که نشان می دهد "سیاهچاله" جسمی است که از این جهان خارج است و در واقع مشخص نیست.
صحنه پردازی
لباس - مرد پیراهن و کراوات پوشیده است. پیراهن مچاله به نظر می رسد و کراوات گشاد است. این به طور معمول نمادی از روزهای طولانی و پرتنش در محل کار است که کارگر می خواهد تسلیم روز خود شود.
لوازم جانبی - قطعه اصلی فیلم تکه کاغذی است که سیاه چاله روی آن قرار دارد. این مرکز داستان است زیرا باعث تغییر تعادل می شود که باعث می شود مرد به مشکل بخورد.
صحنه پردازی مکان - تنها مکان شناخته شده در یک دفتر است. دفتر خالی و کسل کننده است بنابراین باعث می شود مخاطب فکر کند که چرا مرد به پایین نگاه می کند. مکان دفتر ناشناخته است و این باعث می شود مخاطب تعجب کند که اگر این مرد مجبور به اضافه کاری باشد این چه نوع کاری است.
این کار با کپی کردن تکه های کاغذ شروع می شود و سپس سیاهچاله ای ایجاد می شود که حس داستان را ایجاد می کند ، اما هنوز مشخص نیست که او کجاست و کپی می کند چه چیزی گیج کننده است. روایت دایره ی سیاه روی کاغذ سفید فیلم فتوکپی است زیرا از همان ابتدا شنیده می شود که منجر به "سیاه چاله" می شود و در انتهای کلیپ شنیده می شود.
شناخت شخصیت، فیلم با یک عکس متحرک شروع می شود که منجر به نزدیکی شخصیت اصلی می شود که به عنوان یک کارمند دفتری افسرده که هویت او هرگز فاش نمی شود ، نشان داده می شود. ساعت در پس زمینه نشان می دهد که اواخر عصر است بنابراین او ساعات زیادی را پشت سر می گذارد ، شاید به همین دلیل به پایین نگاه می کند. همچنین نشان می دهد که او تنها کسی است که در آنجا تنها است.
نورپردازی - نور کلیپ از چراغ های موجود در دفتر است که کاملا کسل کننده است. همچنین نشان دهنده بقیه قسمت های دفتر است که دوباره بدون رنگ است. این به چگونگی درک مخاطب از مرد به عنوان کارمند دفتری افسرده می افزاید.
برشهای موجود در هر بخش از فیلم شات های ساده ای است که نشان می دهد او زندگی خیلی هیجان انگیزی ندارد و این واقعیت که وقتی او هیجان زده می شود افزایش می یابد که این اتفاق زیاد اتفاق نمی افتد. کمی دیگر از ویرایش ، خود "سیاهچاله" است. دیده می شود که وقتی فنجانی را که در آن افتاده است می توان به آن دسترسی پیدا کرد. این ویرایش اساس فیلم است بدون اینکه هیچ یک از وقایع رخ دهد.

کاتالیزور در سیاه چاله چاپگر است زیرا داستان را شروع کرده و "سیاهچاله" را ایجاد می کند. این منجر به ادامه داستان می شود و سر و صدای آن در کل فیلم شنیده می شود و در پایان وقتی او در گاوصندوق گیر افتاده اغراق آمیز است.
پس از چاپ "سیاهچاله" ، مخاطبان انتظار دارند که برای او مشکل آفرین باشد ، به عنوان مثال ، او شکلات را می دزد. هنگامی که او در گاوصندوق گیر می کند ، مخاطب انتظار دارد گرفتار شود و دچار مشکل شود.
فقط یک شخصیت در فیلم وجود دارد و حتی اگر دیالوگی وجود نداشته باشد ، مخاطب می تواند چیزهای زیادی را از حالت چهره و محیط پیرامون او بگوید. حال و هوای شخصیت تغییر می کند اگرچه وقتی او "سیاهچاله" را پیدا می کند ، هیجان زده می شود و مرتکب جرمی می شود که به مخاطب می آموزد چه نوع شخصیتی است.نویسنده و کارگردانان فیلم ، فیلیپ سانسوم و اولی ویلیامز هستند که بازیگری نقش چارلی را ناپلئون رایان برعهده دارد.

فیلم محصول سال 2008 انگلستان است که همچنین با عنوان روسی  ерная дыра نیز شناخته شده است .

ارتباط با تبریز امروز

اخبار ، گزارشات ، عکسها و فیلم های خود را برای ما ارسال دارید . برای ارسال میتوانید از طریق آدرس تلگرامی یا ایمیل استفاده کنید.

info@tabriz-emrooz.ir

اشتراک در خبرنامه

برای اطلاع از آخرین خبرهای تبریز امروز در کانال تلگرام ما عضو شوید.

کانل تلگرام تبریز امروز

فرم تماس با تبریز امروز

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تبریز امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
طراحی وتولید توسططراح وب سایت