30 بهمن 1404

یاشاییش رسیم لری

نگاهی به نقاشی های عظیم عظیم زاده

عظیم عظیم‌زاده اغلب به عنوان «ساویر» هنر آذربایجان شناخته می‌شود. همان‌طور که ساویر (۱۸۶۲-۱۹۱۱) در اوایل قرن بیستم به خاطر سرودن طنزهای تند در مورد مسائل اجتماعی مشهور بود، عظیم‌زاده نیز به خاطر تصویرسازی همین نگرانی‌ها در نقاشی‌هایش شهرت یافت. او اغلب بر نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌های جامعه تمرکز داشت — فقر، حقوق زنان و فرصت‌های آموزشی. همچنین به سنت‌های خرافی طعنه می‌زد و اغلب یک «کمپین تک‌نفره» علیه آنچه که فکر می‌کرد تفکر خرافی است، راه می‌انداخت. عظیم عظیم‌زاده در ۳۰ آوریل ۱۸۸۰ در روستای نوخانی نزدیک باکو به دنیا آمد. در آنجا مردان به کشاورزی، گوسفندداری، تاکستان و پرورش توت مشغول بودند و زنان به عنوان بافنده قالی مشهور بودند. پدر عظیم، اصلان، کشاورز و سنگ‌تراش بود اما با رونق صنعت نفت، او هم به همراه سیل کارگران به باکو رفت تا در میدان‌های نفتی کار کند.از پنج فرزند (چهار دختر و یک پسر)، عظیم تنها فرزندی بود که از سن ده سالگی گذشت.وقتی هشت ساله بود، پدرش او را در مدرسه محلی (مکتب) ثبت‌نام کرد، اما کودک خیلی زود با مشکل مواجه شد.

تبریز امروز:

عظیم عظیم زاده

(۱۸۸۰-۱۹۴۳) مدرسه هنر باکو به نام هنرمند خودآموخته نام‌گذاری شد نویسنده: زیادخان علی‌یف

عظیم عظیم‌زاده اغلب به عنوان «ساویر» هنر آذربایجان شناخته می‌شود. همان‌طور که ساویر (۱۸۶۲-۱۹۱۱) در اوایل قرن بیستم به خاطر سرودن طنزهای تند در مورد مسائل اجتماعی مشهور بود، عظیم‌زاده نیز به خاطر تصویرسازی همین نگرانی‌ها در نقاشی‌هایش شهرت یافت. او اغلب بر نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌های جامعه تمرکز داشت — فقر، حقوق زنان و فرصت‌های آموزشی. همچنین به سنت‌های خرافی طعنه می‌زد و اغلب یک «کمپین تک‌نفره» علیه آنچه که فکر می‌کرد تفکر خرافی است، راه می‌انداخت.
عظیم عظیم‌زاده در ۳۰ آوریل ۱۸۸۰ در روستای نوخانی نزدیک باکو به دنیا آمد. در آنجا مردان به کشاورزی، گوسفندداری، تاکستان و پرورش توت مشغول بودند و زنان به عنوان بافنده قالی مشهور بودند. پدر عظیم، اصلان، کشاورز و سنگ‌تراش بود اما با رونق صنعت نفت، او هم به همراه سیل کارگران به باکو رفت تا در میدان‌های نفتی کار کند.از پنج فرزند (چهار دختر و یک پسر)، عظیم تنها فرزندی بود که از سن ده سالگی گذشت.وقتی هشت ساله بود، پدرش او را در مدرسه محلی (مکتب) ثبت‌نام کرد، اما کودک خیلی زود با مشکل مواجه شد. یک بار در حالی که درس خوانده می‌شد، عظیم به جای توجه، مشغول طراحی بود. به خاطر این «عمل گناه‌آلود»، کودک به شدت کتک خورد. این حادثه او را تلخ کرد و بقیه عمرش را صرف مبارزه با آنچه که اعمال غیرمنطقی و خرافی می‌دانست، کرد.
اود بایرامی - عظیم عظیم زاده
با کمک مادربزرگش اما بدون اطلاع پدرش که مردی بسیار مذهبی بود، عظیم شروع به رفتن به مدرسه غیر دینی کرد که در آن هم روسی و هم آذری تدریس می‌شد. در آنجا بود که تشویق شد تا داستان‌های پریان را با آبرنگ تصویرسازی کند و اولین آشنایی‌اش با هنر را کسب کرد. او مدرسه ابتدایی را تمام کرد اما نتوانست تحصیلات بیشتری داشته باشد زیرا پدرش اصرار داشت که کار کند. در آن زمان ۱۵ ساله بود. عظیم‌زاده نوشت: «از کودکی زودرس، کارگر مزدی شدم، به عنوان پیک یا دستیار مغازه کار می‌کردم. فقط در اوقات فراغت می‌توانستم نقاشی بکشم یا خودم را آموزش دهم.»
هنر: عظیم عظیم‌زاده. «همسر پیر و همسر جدید»، ۱۹۳۵.
هنر: عظیم عظیم‌زاده. «همسر پیر و همسر جدید»، ۱۹۳۵.
در حالی که به عنوان پیک در آسیاب تاجر آقابالا گولی‌یف کار می‌کرد، عظیم با نقاش روسی دوروف آشنا شد که در آن زمان مشغول تزئین خانه تازه‌ساز قلیف بود. عظیم دعوت شد تا به نقاش کمک کند و دیوارهای داخلی را با نقاشی‌های روغنی تزئین کند. دوروف استعداد عظیم را تشخیص داد و او را تشویق به تحصیل نقاشی کرد. اما مشکل پول بود. وقتی عظیم از یک مالک ثروتمند درخواست کمک برای رفتن به مدرسه هنر کرد، مرد مسخره کرد. ایان «بیدار شو!» به او گفت. «حرفه دیگری انتخاب کن. ما به مهندس نیاز داریم، نه نقاش.» بنابراین عظیم هرگز آموزش رسمی هنری ندید. با این حال، موفق شد حرفه‌اش را به عنوان هنرمند بسازد.
قوربان بایرامی
در سال ۱۹۱۴، عظیم‌زاده اولین اثر عمده‌اش را منتشر کرد که همراه با اشعار طنزآمیز ساویر در کتابی به نام «هوپ-هوپ‌نامه» (مجله «شش-شش» - «هوپ» به معنای «ساکت باش، نگو») بود.
در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، او با روزنامه‌ها و مجلات مختلف کار کرد و موفق شد یکی از کاریکاتورهایش را در مجله طنز «ملا نصرالدین» (۱۹۰۶-۱۹۳۱) منتشر کند. در نهایت، به عنوان هنرمند اصلی آن مجله منصوب شد.در دهه ۱۹۲۰، عظیم زمان زیادی را صرف تصویرسازی آثار ادبی کرد — به ویژه داستان‌های کوتاه آخوندزاده، ممدقلی‌زاده، نریمانوف، شایق، وزی و دیگران.
در سال ۱۹۲۳ که آذربایجان پنجاهمین سالگرد آثار نمایشی خود را جشن گرفت، عظیم به عنوان هنرمند اصلی تئاتر دولتی منصوب شد و مسئول طراحی صحنه آثار متعددی از جمله «حاجی قره»، «نادرشاه»، «اتللو»، «لیلی و مجنون» و غیره بود. در سال ۱۹۲۷، عظیم به عنوان «هنرمند مردمی آذربایجان» افتخار یافت — اولین هنرمندی که این جایزه را دریافت کرد.
انتقاد از جامعه پربارترین دوره فعالیت خلاقانه عظیم در دهه ۱۹۳۰ بود که آثارش را به سنت‌ها و آداب قدیمی آذربایجانی اختصاص داد. آثار شناخته‌شده این دوره شامل «مبارزه قوچ‌ها»، «کوس‌کوسا» (شخصیتی شبیه دلقک در جشن‌های بهاری نوروز)، «طناب‌باز» (سنتی در نوروز) و «مبارزه سگ‌ها» است.
کوس کوسا
علاوه بر این، او روی سریعی به نام «باکوی قدیمی» کار کرد.در تلاش برای افشای نابرابری‌های جامعه، او اغلب صحنه‌هایی ایجاد می‌کرد که ثروت را با فقر مقایسه می‌کرد، و همچنین نگرش‌های اجتماعی نسبت به مردان و زنان. برای مثال، «عروسی ثروتمندان» و «عروسی فقرا» (۱۹۳۱) را کشید. در هر دو نقاشی، صحنه جشن عروسی زن را نشان می‌دهد.
عروسی ثروتمندان
در خانه ثروتمند، اتاق بزرگ و روشن پر از زنانی با لباس‌های مجلل و در حال رقص است. یک زن آکاردئون می‌زند، دیگری «قاوال» (شبیه دایره‌زنگ). همه با ریتم موسیقی دست می‌زنند
عروسی فقرا
 کف فرش‌شده با سینی‌های شمع و مخروط‌های شکر (نماد سنتی فراوانی) پوشیده شده است.اما در جشن فقرا، اتاق کوچک و تاریک است، فقط با یک فانوس کوچک روشن شده. دهقانان لباس‌های روزمره‌شان را پوشیده‌اند. حتی چند مرد هم در جشن پرجنب‌وجوش حضور دارند.
تم مقایسه‌ای دیگری «رمضان ثروتمندان» و «رمضان فقرا» (۱۹۳۸) بود. (رمضان ماه روزه در است. مردم معمولاً از طلوع تا غروب از خوردن، سیگار کشیدن و حتی نوشیدن آب خودداری می‌کنند. اما شب‌ها، شام‌های مفصل می‌خورند و اغلب برای جبران روز، پرخوری می‌کنند.)
سفره ی افطار فقرا  - عظیم عظیم زاده
دوباره خانه مرد ثروتمند روشن و آراسته است؛ غذا روی «سفره» (پارچه‌ای که روی کف فرش پهن می‌شود) فراوان است و حتی گربه از کاسه خودش می‌خورد.در خانه مرد فقیر، اتاق تاریک است و مبلی ندارد. روتختی‌ها در طاقچه دیوار انباشته شده‌اند —
نقاشی عظیم عظیم زاده  - وارلی ایفطاری
اتاقی که برای زندگی، غذا خوردن و خوابیدن استفاده می‌شود. بشقاب‌ها روی سفره تقریباً خالی هستند و گربه‌ای با چهره‌ای غمگین در مرکز پیش‌زمینه ظاهر شده و با بدبختی به بیننده نگاه می‌کند.
عظیم همچنین از صحنه‌های تک برای توصیف موقعیت‌هایی خاص استفاده کرد، مانند نقاشی «تقسیم اموال» (۱۹۳۵) که زنی کاملاً با چادر سیاه پوشیده پنج توکن دریافت کرده، در حالی که مرد (شوهرش) دو برابر آن مقدار دارد. در مرکز نقاشی، مردچاق اشاره می‌کند که چنین تقسیمی را مجاز می‌داند.
حقوق زنان 
بسیاری از نقاشی‌هایش شرایط سخت تحمیل‌شده بر زنان را افشا می‌کند. آثاری مانند «دختر برخلاف میلش شوهر داده‌شده»، «شوهر که همسرش را کتک می‌زند» (۱۹۳۷) و «زایمان دشوار» سختی‌هایی که زنان با آن روبرو بودند را نشان می‌دهد.
 «همسر پیر و همسر جدید» (۱۹۳۵)، عظیم‌زاده
 
نقاشی همسر دوم " همسر پیر و همسر جوان"
در نقاشی «همسر پیر و همسر جدید» (۱۹۳۵)، عظیم‌زاده زنی چاق و رنگارنگ را نشان می‌دهد که با شوهرش چای می‌نوشد، در حالی که زن دیگری (واضحاً «همسر اول») با چادر سیاه در گوشه کز کرده، صورتش را در دستانش پنهان کرده و نوزاد گریانش به او تکیه داده است.
وای دختر بدنیا امد عظیم عظیم زاده
صحنه دیگری به نام «دختر به دنیا آمد» (۱۹۳۷) است. مرد و زن مسن‌تری که واضحاً از اینکه نوزاد پسر نشده ناامید هستند، پشت به همسر در بستر و مامای کمک‌کننده‌اش کرده‌اند.برخی از طراحی‌های عظیم با حروف اول «AA» امضا شده‌اند، یا به خط عربی (عین-عین) یا با «e وارونه»، حرفی که در خط لاتین اولیه (۱۹۲۸-۱۹۳۷) و سیریلیک بعدی استفاده می‌شد. گاهی نام مستعار به کار می‌برد تا هویتش را حفظ کند. اغلب آثارش را اصلاً امضا نمی‌کرد، به ویژه آن‌هایی که می‌دانست تحریک‌آمیز هستند.کاریکاتورهای نهضت روشنفکری عظیم به خاطر کاریکاتورهایی خاص و حساسیت برانگیز دوره تجدد طلبی حساسیت برانگیز شده بود . و مخالفت با  او آغاز شده بود  گویا  متولیان توالت یک محل عمومی را طوری قرار دادند که بوی آن خانه عظیم را پر کند.به گفته آکادمیسین و «هنرمند مردمی» میکائیل عبدالله‌یف، عظیم با کشیدن کاریکاتورهای خاص روی کاغذ و پخش کردن آن‌ها هر شب تلافی می‌کرد. گاهی عبدالله‌یف آن کاریکاتورها را «می‌دزدید» تا به دست مخالفنش نیفتد، زیرا می‌دانست فوراً پاره خواهند شد.اولین نمایشگاه شخصی عظیم در سال ۱۹۴۰ در باکو برگزار شد و شامل ۱۲۰۰ اثر بود که ۳۵ سال فعالیت خلاقانه را نشان می‌داد. همان سال، نمایشگاه‌هایی از آثارش در مسکو و ایروان برگزار شد.
آموزش زنان در مدرسه
گریز از یک خطر نزدیک
 هرچند عظیم از انقلاب کمونیستی حمایت زیادی کرده بود، اما خودش در سال ۱۹۳۷ (سال معروف به سرکوب استالین) هدف قرار گرفت. در آن دوره، «کلاغ‌های سیاه» یا «ماشین‌های یک‌چشم» نیمه‌شب جلوی خانه‌ها توقف می‌کردند و مردم را دستگیر می‌کردند. («یک‌چشم» به این دلیل بود که یک چراغ جلو خاموش بود تا وسایل نقلیه دیگر راه را باز کنند.)یک شب، یکی از این ماشین‌ها جلوی خانه عظیم توقف کرد و او به اتهام فحش دادن به لنین و استالین دستگیر شد. عظیم اصرار داشت که عضو حزب کمونیست است و تهمت زده شده. (بعداً معلوم شد که یکی از شاگردان سابقش او را لو داده بود.) فقط پس از دخالت میرجعفر باقروف، دبیر اول حزب کمونیست آذربایجان که به «استالین محلی» معروف بود، آزاد شد.
عظیم پنج فرزند داشت. او به ویژه به پسرش لطیف (۱۹۲۴-۱۹۴۳) علاقه داشت که مهندس نفت شد. لطیف به خدمت در جنگ جهانی دوم فراخوانده شد. آخرین نامه‌اش به خانه در فوریه ۱۹۴۳ بود. عظیم وقتی خبر مرگش را شنید، ویران شد و هرگز بهبود نیافت. او در ۱۵ ژوئن ۱۹۴۳، دقیقاً چهار ماه بعد، بر اثر حمله قلبی درگذشت.از آن زمان، مدرسه هنر باکو که عظیم‌زاده از ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۸ مدیر آن بود، به نام او نام‌گذاری شد. بیشتر بزرگ‌ترین هنرمندان آذربایجان در این موسسه آموزش دیده‌اند. آن‌ها عظیم را به عنوان یکی از اولین هنرمندان بزرگ کشورشان و به خاطر وجدان اجتماعی‌اش ستایش می‌کنند.
موزه خانه عظیم عظیم‌زاده در خیابان دیلارا علی‌یوا ۱۵۷ باکو واقع است. دخترش زهرا مدت ها مدیر موزه بوده است. 

ارتباط با تبریز امروز

اخبار ، گزارشات ، عکسها و فیلم های خود را برای ما ارسال دارید . برای ارسال میتوانید از طریق آدرس تلگرامی یا ایمیل استفاده کنید.

info@tabriz-emrooz.ir

اشتراک در خبرنامه

برای اطلاع از آخرین خبرهای تبریز امروز در کانال تلگرام ما عضو شوید.

کانل تلگرام تبریز امروز

فرم تماس با تبریز امروز

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تبریز امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
طراحی وتولید توسططراح وب سایت