10 دی 1404
در هرم مازلو، پس از نیازهای فیزیولوژیک، امنیت قرار دارد: امنیت شغلی، امنیت اقتصادی، امنیت نسبت به آینده. تورم و بیثباتی اقتصادی، این لایه را بهشدت فرسوده کردهاند. جامعهای که هر روز نگران قیمتها، اجارهخانه، هزینه درمان و آینده فرزندانش است، در وضعیتی از اضطراب مزمن به سر میبرد. از این منظر، اعتراضهای اجتماعی را نمیتوان صرفاً واکنشهای هیجانی یا سیاسی دانست؛ آنها اغلب پژواک فروپاشی احساس امنیت هستند. دستور رئیسجمهور برای ایجاد سازوکار گفتوگو با معترضان، اگر قرار است به نتیجه برسد، باید این واقعیت را بپذیرد که گفتوگو بدون بازسازی امنیت اقتصادی، به گفتاری نمادین و کماثر تبدیل میشود.
تبریز امروز:
یکی از بدیهیترین اما در عین حال نادیدهگرفتهشدهترین واقعیتهای حکمرانی این است که پیششرط هر سیاست اجتماعی، شناخت جایگاه واقعی جامعه در سلسلهمراتب نیازهاست. هرم نیازهای مازلو، با همه سادگیاش، هنوز یکی از شفافترین ابزارها برای فهم این مسئله است: انسانها تا زمانی که نیازهای اولیهشان تأمین نشود، نه توان و نه انگیزهای برای پرداختن به سطوح بالاتر زندگی اجتماعی و مدنی ندارند.
در شرایط کنونی، با تداوم گرانی، تورم مزمن و کاهش قدرت خرید، بخش بزرگی از جامعه ایران عملاً در پایینترین طبقه این هرم متوقف مانده است؛ جایی که نیاز به غذا، مسکن، درمان و حداقل معیشت، مسئلهای روزمره و اضطراری است، نه دغدغهای قابل تعلیق.
معیشت؛ مسئلهای که هنوز حل نشده است
اظهارات اخیر رئیسجمهور و برخی مسئولان اجرایی درباره ضرورت «گوش دادن به مردم»، «گفتوگو با معترضان» و نیز پیشبینی ابزارهایی مانند سبد کالا و اعتبار معیشتی، بیش از آنکه نشانهای از تغییر گفتمان باشد، اعترافی روشن به وضعیت جامعه در کف هرم نیازهاست.
وقتی دولت ناچار است برای جلوگیری از افت معیشت، به توزیع سبد کالا یا تخصیص اعتبار روی بیاورد، معنایش این است که مسئله اصلی جامعه هنوز «زیست شرافتمندانه» در ابتداییترین تعریف آن است. در چنین وضعیتی، انتظار مشارکت فعال، رضایت اجتماعی پایدار یا حتی همراهی سیاسی گسترده، انتظاری غیرواقعبینانه است.
امنیت اقتصادی؛ حلقه مفقوده سیاستگذاری
در هرم مازلو، پس از نیازهای فیزیولوژیک، امنیت قرار دارد: امنیت شغلی، امنیت اقتصادی، امنیت نسبت به آینده. تورم و بیثباتی اقتصادی، این لایه را بهشدت فرسوده کردهاند. جامعهای که هر روز نگران قیمتها، اجارهخانه، هزینه درمان و آینده فرزندانش است، در وضعیتی از اضطراب مزمن به سر میبرد.
از این منظر، اعتراضهای اجتماعی را نمیتوان صرفاً واکنشهای هیجانی یا سیاسی دانست؛ آنها اغلب پژواک فروپاشی احساس امنیت هستند. دستور رئیسجمهور برای ایجاد سازوکار گفتوگو با معترضان، اگر قرار است به نتیجه برسد، باید این واقعیت را بپذیرد که گفتوگو بدون بازسازی امنیت اقتصادی، به گفتاری نمادین و کماثر تبدیل میشود.
شکاف ادراکی میان مدیران و جامعه
یکی از چالشهای بنیادین، شکاف میان جایگاه معیشتی مدیران پردرآمد و واقعیت زیسته اکثریت جامعه است. بسیاری از تصمیمگیران، آگاهانه یا ناآگاهانه، از طبقات بالاتر هرم نیازها به جامعه نگاه میکنند؛ از جایی که ثبات اقتصادی، امنیت شخصی و دسترسی به امکانات، تا حد زیادی مفروض است.
اما جامعهای که هنوز درگیر تأمین نیازهای پایه است، با زبان دیگری فکر میکند و با منطق دیگری تصمیم میگیرد. این ناهمزمانی، سیاستها را ناکارآمد و پیامهای رسمی را برای مردم نامفهوم یا بیاعتماد میکند. در چنین شرایطی، حتی سیاستهای درست نیز ممکن است شنیده نشوند.
تورم؛ مسئلهای فراتر از اقتصاد
تأکید مسئولان بر کنترل کسری بودجه و ناترازی بانکها اگرچه در ظاهر فنی و اقتصادی است، اما در واقع مداخلهای مستقیم در روان و رفتار اجتماعی جامعه محسوب میشود. تورم فقط قیمتها را بالا نمیبرد؛ اعتماد را فرسایش میدهد، افق آینده را کوتاه میکند و جامعه را در پایینترین سطوح هرم نیازها حبس میکند.
تا زمانی که تورم مهار نشود، هر سیاست حمایتی صرفاً مُسکن است؛ سبد کالا میتواند گرسنگی امروز را کاهش دهد، اما امید فردا را بازنمیسازد.
****
هرم مازلو بهروشنی نشان میدهد که مسئله امروز جامعه ایران، هنوز مسئله بقا و امنیت است. گفتوگو، مشارکت، توسعه و حتی اصلاحات نهادی، بدون حل ریشهای بحران معیشت، بر بستری سست بنا میشوند.
اگر دولت و مدیران میخواهند شنیده شوند، پیش از آن باید جایگاه واقعی مردم در هرم نیازها را بپذیرند. سیاستگذاری موفق، از کف هرم آغاز میشود، نه از قله آن
اخبار ، گزارشات ، عکسها و فیلم های خود را برای ما ارسال دارید . برای ارسال میتوانید از طریق آدرس تلگرامی یا ایمیل استفاده کنید.