خبر های ویژه

یلدا را این‌گونه می‌نویسم

30 آذر 1404

ثبت جهانی «مینیاتور به سبک بهزاد» به نام افغانستان در یونسکو

19 آذر 1404

بنیاد پیکاسو می‌خواهد اثر یک میلیون یورویی نقاش مشهور را تنها ۱۰۰ یورو بفروشد

19 آذر 1404

به یاد داشتن " واحد خاکدان مراغه" نقاش چیره دست ایرانی

24 آبان 1404

دو نقاشی از ایوان شیشکین، جنگل قبل از توفان و منظره پاییزی. پارک در پاولوفسک

23 آبان 1404

اشعار تصویری ونسان ون گوگ

2 آبان 1404

نقاشی حاشیه مسکو

2 آبان 1404

عبدالجلیل لونی - نقاش دربار عثمانی

30 مهر 1404

آخرین قطار از ادوارد هاپر

28 مهر 1404

پاییز رنگارنگ، که شامگاه سال است... با لبخندی بر لب، بر من نور می‌تابد................

27 مهر 1404

عثمان حمدی نین فیرچاسیندان فرش ساتیجی سی تابلوسی

18 مهر 1404

شب پیش از جشن اثر یوری پتروویچ کوگاچ

18 مهر 1404

نمادی از رنج، پایداری و انسانیت! سرنوشت یک انسان یک فیلم براساس نوشته میخائیل شولوخف

21 شهریور 1404

مادر گلیم می‌بافد اثر یوری کوگاچ

21 شهریور 1404

 دختر پروفسور هشترودی: بی مهری تبریز بر نابغه ریاضی جهان در زادگاهش درد آور است.

18 شهریور 1404

پرسه زدن در لابه‌لای گودال‌های آب تا صبح

18 شهریور 1404

6 اردیبهشت 1404

نوشیدن چای در میتیشچی نزدیک مسکو

واسیلی پرو

این نقاشی صحنه ای از یک مراسم چایخوری در باغی با سایه بان را به تصویر می کشد. پشت میز، یک کشیش راهب نشسته است که با توجه به لباسش، احتمالاً رئیس صومعه (ایگومن) است، زیرا او تنها نیامده و یک راهب همراه دارد. کیف چرمی گرانقیمتی نیز در پای او دیده میشود. کشیش در حال نوشیدن چای از نعلبکی است، در حالی که همراه او ایستاده چای میخورد. با این حال، در میان این مراسم چایخوری، مهمانان ناخواندهای به میز نزدیک میشوند: یک سرباز معلولِ نابینا و بیپا و یک پسر گدا که راهنمای اوست و کلاهی برای گرفتن صدقه در دست دارد. سرباز نیز دستش را دراز کرده و تقاضای کمک میکند، اما صاحبخانه که با یک دست در حال ریختن آب در سماور است، با دست دیگر سرباز را دور میکند، گویی که حضور او نامطلوب است. هیچ یک از شخصیتهای حاضر در نقاشی عجله ای برای کمک به آنها یا حتی دادن یک فنجان چای به این دو ندارند.

تبریز امروز:

«نوشیدن چای در میتیشچی نزدیک مسکو» - واسیلی پرو (1861)

«نوشیدن چای در میتیشچی نزدیک مسکو» - واسیلی پرو (1861)

این نقاشی صحنه ای از یک مراسم چایخوری در باغی با سایه بان را به تصویر می کشد. پشت میز، یک کشیش راهب نشسته است که با توجه به لباسش، احتمالاً رئیس صومعه (ایگومن) است، زیرا او تنها نیامده و یک راهب همراه دارد. کیف چرمی گرانقیمتی نیز در پای او دیده میشود. کشیش در حال نوشیدن چای از نعلبکی است، در حالی که همراه او ایستاده چای میخورد.

با این حال، در میان این مراسم چایخوری، مهمانان ناخواندهای به میز نزدیک میشوند: یک سرباز معلولِ نابینا و بیپا و یک پسر گدا که راهنمای اوست و کلاهی برای گرفتن صدقه در دست دارد. سرباز نیز دستش را دراز کرده و تقاضای کمک میکند، اما صاحبخانه که با یک دست در حال ریختن آب در سماور است، با دست دیگر سرباز را دور میکند، گویی که حضور او نامطلوب است.

هیچ یک از شخصیتهای حاضر در نقاشی عجله ای برای کمک به آنها یا حتی دادن یک فنجان چای به این دو ندارند.

پرو در این اثر، نقاشی را به دو بخش تقسیم کرده است: از یک طرف سیری و رفاه، و از طرف دیگر گرسنگی و فقر، که گویی فاصله الی عمیق بین آنها وجود دارد.


این نقاشی به شدت نمادین، تضادهای اجتماعی در روسیهٔ قرن نوزدهم را به تصویر میکشد و انتقادی تلخ نسبت به بیتفاوتی مذهبیون و ثروتمندان نسبت به رنج نیازمندان است.

ارتباط با تبریز امروز

اخبار ، گزارشات ، عکسها و فیلم های خود را برای ما ارسال دارید . برای ارسال میتوانید از طریق آدرس تلگرامی یا ایمیل استفاده کنید.

info@tabriz-emrooz.ir

اشتراک در خبرنامه

برای اطلاع از آخرین خبرهای تبریز امروز در کانال تلگرام ما عضو شوید.

کانل تلگرام تبریز امروز

فرم تماس با تبریز امروز

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تبریز امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
طراحی وتولید توسططراح وب سایت