خبر های ویژه

رقص علف های سبز عینالی با نوای نسیم کوهستان

22 خرداد 1403

لاله های سرخ وحشی کوهستان سرخ عینالی

21 خرداد 1403

آقا ولی ، چوپان تازه کند نهند

11 خرداد 1403

ساری گول ، قیرمیزی توپراخ ، ساری گلین

9 خرداد 1403

لی لی زرد کوه سرخاب عینالی

27 اردیبهشت 1403

دیوارهای باغ گلستان تبریز را دوباره اجرا کردند ، اما  این دیوارها آن دیوار نمی شود!

24 اردیبهشت 1403

چوپان های لیقوان در عینالی، پشتوانه های پنیر لیقوان تبریز

24 اردیبهشت 1403

پایان یولی ، راه تاریخی در حال فروپاشی است

20 اردیبهشت 1403

چوپان در خاللی دره به دنبال گوسفندان می رود!

15 اردیبهشت 1403

شمعدانی های کوهستان سرخاب عینالی با کنسرتو ویلن یوهان سباستیان باخ

6 اردیبهشت 1403

چکاوک کاکلی در غروب عینالی

3 اردیبهشت 1403

چه کسی درختارو برید؟

29 فروردین 1403

خانا باغ های حکم آباد

29 فروردین 1403

ایزابلین عینالی

5 فروردین 1403

عینالی را با عنوان پارک ملی سرخاب برای شهرتبریز حفظ کنیم

25 اسفند 1402

پایان یولی ، نگاره ای با قلم پای یاران رفته

21 اسفند 1402

22 تیر 1399

بقعه سید ابراهیم ، آرامش گاهی در دوه چی بازارچاسی

زیارتگاهی در مجله قدیمی تبریز و آثاری از سنگ بسم الله در این زیارتگاه!

شعری به زبان عربی بر روی سنک حجاری شده است:... چشمانت چه رسیده که تا می گویی خود را نگهدارید، هر دو زیر پرده اشک پوشیده می شوند و به قلبت چه رسیده که چون او را به بیداری می خوانی، بیشتر شیفته می شود؟ آیا عاشق، محبت را در میان آب دیده و آتش دل نهفته می پندارد؟..............در وسط حاشیه بالا در میان ترنجی بزرگ با عبارت " در مدینه قاهره مصر در سنه هزار و دویست و هفتاد به رشته تحریر کشیده شد به تاریخ و با عبارت " راقمه سنگلاخ خامه روان ، زخامه تحفه برد سوی خواجه دو جهان " به نویسنده و حجار آن اشاره شده است . میرزای سنگلاخ برای تهیه این سنگ نبشته در شهر قاهره هشت سال زحمت کشیده است. میرزا سنگلاخ می خواست با هزینه دولت عثمانی سنگ را در مدینه منوره بر روی قبر شریف حضرت رسول اکرم نصب نماید. دولت عثمانی پول کافی نداد و میرزا سنگلاخ قهر کرد و سنگ ها را با خرج و یاری میرزا جعفرخان مشیرالدوله از راه دریای مدیترانه و دریای سیاه به بندر پوطی برد و از آنجا با کمک مادی و نفوذ سیاسی میرزا عبدالرحیم خان سرکنسول ایران در تفلیس ، از راه نخجوان و ایروان به تبریز آورد .مردم تبریز به استقبال رفتند .سنگ در یکی از حجرات مدرسه اکبریه قرار داده شد و اشخاص زیادی از آن دیدن کردند......میرزا باا کتیبه خود در تبریز ماند تا در 17 صفر 1294 هجری در گذشت و در بقعه سید ابراهیم به خاک سپرده شد.. سنگ " بسم الله " را در کنار قبر او به دیوار بقعه نصب کردند .

تبریز امروز:

بقعه سید ابراهیم در محله دوه چی در منطقه ی بازارچه واقع است و سال ها مورد احترام مردم محله و تبریز بوده است . این بنا در سال های اخیر با نظارت سازمان میراث فرهنگی بازسازی گردید و  سنگ " بسم الله  "  آن برای محافظت بهتر به موزه آذربایجان انتقال یافت .اما اکنون کپی این اثر بر روی دیوار باقی مانده است.

صاحب اولاد الاطهار در باره سید ابراهیم می نویسد ؛ از اولاد سید الساجدین امام زین العابدین ( ع) است .....در بحر انساب و بعضی کتب تاریخ مرقوم است که قبر جناب سید ابراهیم بن حسین بن علی بن حسین ( ع ) در دارالسلطنه تبریز است ، در بعضی از کتاب های علم رجال و برخی تالیفات علمای امامیه مثل رجال کبیر استرابادی و غیر آن مزبور است که ابراهیم بن حسین بن علی بن حسین نزل الکوفه در زیارت نامه جناب سید ابراهیم نوشته که فرزند موسی بن جعفر است ، حضرت موسی بن جعفر دو فرزندش ابراهیم نام داشت ؛ ابراهیم اکبر و ابراهیم اصغر ، یکی در یمن بوده و یکی در کوفه و همانجا در گذشته اند. شاید این نواده سید ابراهیم اصغر بوده که در دوران متوکل به ایران آمده است. .... نادر میرزا نویسنده معاصر اولاد الاطهار می نویسد؛ " در کوی شتربان مزاری باشد با گنبد و صندوق؛ و من به کتاب مقاتل الطالبیین ابوالفرج اسپهانی  و عمده الطالب ذکری ندیدم ، ناچارم که هیچ ننویسم ، اما آن مزار  و یکدو دیگر که بدین شهر باشد تواند بود که سیدی جلیل و مرد خدای بدینجا مدفون باشد. اما صاحب کتاب تاریخ دنبلیان  می نویسد ، شیخ ابراهیم در آذربایجان و حکاری حکمران بود ، در حین حکومت تبریز از جانب حسن آق قویونلو در سنه 807 هجری قمری وفات یافت ، در محله دوه چی مدفون گردید، الان گنبدی دارد مشهور به سید ابراهیم ؛زیارتگاه خاص و عام است.

اکنون نیز این مزار زوار و نذوری دارد.

سنگ بسم الله 

درقسمت پایین دیوار جنوبی بقعه سید ابراهیم کتیبه مرمرین به ابعاد  1/25 * 3/70 نصب شده بود که با توجه به احتمال آسیب به آن به موزه آذربایجان منتقل گردید .

در وسط این سنگ به خط نستعلیق " بسم الله الرحمن الرحیم "   و در حاشیه آن چهار بیت 

امین تذکر جیران بذی سلم                        مزعت دمعا جری من مقله بدم 

ام هبت الریح من تلقا کاظمه                     و او مض البرق فی الظلما من اضم

فما لعینیک ان قلت اکففا همتا                   و ما لقبلک ان قلتاستفق یهم

ایحسب الصبان الحب منکتم                      ما بین منسجم منه و مضطرم

 

آیا به یاد همسایگان " ذی سلم " اشک خون آلود از چشم فرو ریختی ؟ یا باد از جلو " کاظمه "و زید و برق در تاریکی " اضم " درخشید؟ به چشمانت چه رسیده که تا می گویی خود را نگهدارید، هر دو زیر پرده اشک پوشیده می شوند  و به قلبت چه رسیده که چون او را به بیداری می خوانی، بیشتر شیفته می شود؟ آیا عاشق، محبت را در میان آب دیده و آتش دل نهفته می پندارد؟

 از اول قصیده برده شرف الدین  محمد بن سعید بن حماد  بوصیری  و در فواصل مصرع های "صاحب  السلطان و اللوا"، صاحب الدرجه الرفیعه و العلا" ؛ " صاحب البراق و المعراج و المکانه" ،" صاحب العلو والدرجات و العطا " ، " صاحب السیف و التاج و السرایا " ، " صاحب السجود لرب المعبود" ، صاحب ارواح الطاهرات و الحرمه " ، صاحب الشفاعه والردا " " صاحب البرهان و الایات " صاحب المعجزات و العلامات"، "صاحب المکارم المحمود و المدینه" ، صاحب الحوض و المودود و الوسیله" به طور برجسته حجاری شده و در طرفین " بسم الله " دو دایره تعبیه گردیده  که در یکی عبارت " سید الکونین و فخرالعالمین رسالت پناه علیه السلام جنابلرینن حرم مجترملرینه " و در دیگری آیه " انما یعمر مساجدالله ......" نوشته شده و در پایین آیه شریفه نام سلطان عثمانی مسطور بود که از بین رفته است ..

در دو طرف راست و چپ حاشیه سنگ ، دو بیت فارسی زیر آورده شده است

سخن گوی ای کلک شیرین کلام        ز نعت محمد علیه السلام 

 رسول عرب شاه یثرب حرم               غلام درش هم عرب هم عجم 

و در وسط حاشیه بالا در میان ترنجی بزرگ با عبارت " در مدینه قاهره مصر  در سنه هزار و دویست و هفتاد  به رشته تحریر کشیده شد به تاریخ و با عبارت " راقمه سنگلاخ خامه روان ، زخامه تحفه برد سوی خواجه دو جهان " به نویسنده و حجار آن اشاره شده است . میرزای سنگلاخ برای تهیه این سنگ نبشته در شهر قاهره هشت سال زحمت کشیده است.          میرزا سنگلاخ می خواست  با هزینه دولت عثمانی  سنگ را در مدینه منوره بر روی قبر شریف حضرت رسول اکرم نصب نماید. دولت عثمانی پول کافی نداد و میرزا سنگلاخ قهر کرد و  سنگ ها را با خرج و یاری میرزا جعفرخان مشیرالدوله از راه دریای مدیترانه و دریای سیاه  به بندر پوطی برد و از آنجا با کمک مادی و نفوذ سیاسی میرزا عبدالرحیم خان سرکنسول ایران در تفلیس ، از راه نخجوان و ایروان به تبریز  آورد .مردم تبریز به استقبال رفتند .سنگ در یکی از حجرات مدرسه اکبریه قرار داده شد  و اشخاص زیادی از آن دیدن کردند.. میرزا به فکر افتاد آن را با کمک ناصر الدین شاه به مشهد حمل کند ، اما این درخواست او نیز به علت سنگینی کتیبه و نبودن وسیله یا عدم درک و توجه کافی براورده نشد!

میرزا باا کتیبه خود در تبریز ماند تا در 17 صفر 1294 هجری در گذشت و در بقعه سید ابراهیم  به خاک سپرده شد.. سنگ " بسم الله " را در کنار قبر او به دیوار بقعه نصب کردند .

میرزای سنگلاخ  اهل خراسان شاعر ؛ خوشنویس و حجار بود ، شعرش تعریفی نداشت ، اما از سر عجب و غرور خود را آفتاب خراسان می خواند.. برتر از فردوسی و نظامی می پنداشت . از تالیفاتش " برج زواهر و درج جواهر" در مصر و مجمع الاوصاف  در استانبول به چاپ رسیده است. مهارت وی در خطاطی و حجاری بود ، میرزا عبدالوهاب معتمدالدوله نشاط رباعی زیر را در تعریف خط وی سروده است.

ای حضرت  سنگلاخ ، ای راد استاد                      وی گشته روان ابن مقله ز تو شاد   

برلوح مزار میر سطری بنویس                            کز روی خطت مشق کند تا به معاد 

بقعه سید ابراهیم در محل دوه چی و در یک فضای شهری اکنون سال هاست که بازسازی و احیا شده است و سنگ بسم الله برای محافظت بیشتر از دست شاید طمع کارانی که سنگ ها را بخیال طلا می شکنند و یا مغرضین به موزه آذربایجان انتقال داده شده است. اکنون کپی سنگ بر روی دیوار بقعه نگهداری می شود.

 

 

 

 

ارتباط با تبریز امروز

اخبار ، گزارشات ، عکسها و فیلم های خود را برای ما ارسال دارید . برای ارسال میتوانید از طریق آدرس تلگرامی یا ایمیل استفاده کنید.

info@tabriz-emrooz.ir

اشتراک در خبرنامه

برای اطلاع از آخرین خبرهای تبریز امروز در کانال تلگرام ما عضو شوید.

کانل تلگرام تبریز امروز

فرم تماس با تبریز امروز

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تبریز امروز بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
طراحی وتولید توسططراح وب سایت