اریش ازر هنرمند آلمانی ؛ متن از توفیق وحیدی آذر

تکالیف سخت مدرسه - قصه های من و بابام

تاریخ انتشار : ۰۱:۰۰ ۱۹-۰۸-۱۴۰۰

از مدرسه که به خانه رسیدم تا آخر شب مشغول نوشتن مشق مدرسه بودم ، آخر شب بابام که متوجه کلافه بودنم شده بود از من خواست تا در حل تمرین ها به من کمک کند، کار تکالیف مدرسه به پایان رسید و ما خوابیدیم . فردا صبح آقای معلم وقتی تکالیف ما را نگاه می کرد از من پرسید این ها را خودت انجام داده ای ؟ من هم گفتم نه آقای معلم ! بابام در نوشتن تکالیف من کمک کرده است . وقتی مدرسه تعطیل شد آقای معلم با من به خانه ی ما آمد ، وقتی با او به منزل رسیدیم و زنگ در خانه را زدیم ، بابام در خانه را باز کرد و آقای معلم با نشان دادن دفتر تمرینات من و اشتباه های بابام ، او را حسابی تنبیه کرد.

تبریز امروز:

 

 از مدرسه که به خانه رسیدم تا آخر شب مشغول نوشتن مشق مدرسه بودم ، آخر شب بابام که متوجه کلافه بودنم شده بود از من خواست تا در حل تمرین ها به من کمک کند، کار تکالیف مدرسه به پایان رسید و ما خوابیدیم . فردا صبح آقای معلم وقتی تکالیف ما را نگاه می کرد از من پرسید این ها را خودت انجام داده ای ؟ من هم گفتم نه آقای معلم ! بابام در نوشتن تکالیف من کمک کرده است .
وقتی مدرسه تعطیل شد آقای معلم با من به خانه ی ما آمد ، وقتی با او به منزل رسیدیم و زنگ در خانه را زدیم ، بابام در خانه را باز کرد و آقای معلم با نشان دادن دفتر تمرینات من و اشتباه های بابام ، او را حسابی تنبیه کرد.

 

تصاویر از اریش ازر 

متن از توفیق وحیدی آذر

糟糕透頂的家庭作業

Terrible homework

① 唉,今天的作文真頭疼!

 !「唉,今天的作文真頭疼

!Oo……this essay is hard

 

 ②「這有什麼?老爸幫你寫。」 「A piece of cake, let me help you.」

。這有什麼?老爸幫你寫
A piece of cake, let me help you.

③「這簡直是我見過的最糟糕的作文!」 「This is the worst essay I've ever read!」

!這簡直是我見過的最糟糕的作文
!This is the worst essay I've ever read

④「簡直忍無可忍,走,見家長去!」 「It's too much, I want to meet your parent!」

 

!簡直忍無可忍,走,見家長去
!It's too much, I want to meet your parent

⑤「老……老師,你好。」 「Hi, tea……cher.」

 

。老……老師,你好
.Hi, tea……cher

⑥「你寫的作文簡直慘不忍睹,居然有臉交給我看,哼!」 「How dare you send me such adisgusting essay. Have someselfrespect!

!你寫的作文簡直慘不忍睹,居然有臉交給我看,哼
!How dare you send me such adisgusting essay. Have someselfrespect


نظرات کاربران


@