اسوند اریک لارسن

زندگی در دنیای چند قطبی

تاریخ انتشار : ۱۳:۲۱ ۲۵-۰۷-۱۴۰۱

از حدود سال 1945 تا به امروز، جریان های ارتباطی شبکه ها مرحله جدیدی از جهانی شدن را نشان می دهد - در تعریف گسترده ای از ارتباطات، از انتقال اطلاعات گرفته تا سفر و تجارت. این جریان ها با چهار ویژگی تعریف می شوند: (1) فناوری های جدید، به ویژه فناوری های دیجیتال، که برای تغییر شکل فرآیندهای صنعتی با زنجیره های تامین جهانی تعیین کننده هستند. (2) تدارکات دیجیتالی مسیرهای تجاری. (3) فرآیندهای مالی دیجیتالی. و در نهایت، (4) گردش رسانه ای جهانی اطلاعات، ایده ها و نوآوری مبتنی بر تحقیق. تأثیر قابل توجه این مرحله اخیر جهانی شدن این است که جغرافیا و کنترل سرزمینی از نظر تولید، تجارت، نوآوری، مالی و برخوردهای فرهنگی اهمیت کمتری نسبت به شبکه های فرامرزی پیدا کرده است. در این مرحله است که چین به یک بازیگر کلیدی در جهان چند قطبی جهانی شده با جریان های موازی بسیاری تبدیل شده است.

تبریز امروز:

اسوند اریک لارسن 

برای ارائه نظرم، اجازه دهید به طور خلاصه تاریخ جهانی شدن را به عنوان تاریخ کاهش اهمیت سرزمینی، که با سقوط امپراتوری روم در حدود سال 500 پس از میلاد آغاز شد، مرور کنم. در آن زمان، جاه طلبی برای گسترش و تسلط جهانی در اروپا شروع به توسعه کرد. قبل از این وضعیت ژئوپلیتیکی، جاه طلبی در سراسر جهان در درجه اول یک سلطه گسترده منطقه ای و نه جهانی بود. چین دیوار خود را ساخت، و امپراتوری روم فقط در محدوده ای گسترش یافت که در آن زمان به آن محدوده، آهک می گفتند.

 

تاریخچه جهانی شدن

بنابراین، یک نسخه فشرده و ساده شده از تاریخ جهانی‌سازی را می‌توان به‌عنوان مجموعه‌ای از حرکت جریان های جهانی با پیچیدگی رو به رشد توصیف کرد که در آن جریان‌های غالب قبلی در جریان‌های بعدی ثبت و اصلاح می‌شوند - جریان‌هایی که به معنای آپادورای به عنوان جریان جهانی در نظر گرفته می‌شوند. گردش کالا، ایده ها و نیروها در شبکه هایی با مراکز متحرک و اغلب متعدد.

 

اولاً، از حدود 800 تا 1500 پس از میلاد، با جریان‌های ایدئولوژیکی از ایده‌ها و نظام‌های اعتقادی مواجه می‌شویم که کلیسای کاتولیک رومی اولین کسی است که جاه‌طلبی را برای گسترش فعالانه دکترین خود در سراسر جهان تدوین کرده است. کتاب مقدس مسیحیت بلافاصله با اسلام مواجه شد، هر دو دین توسط قدرت های دولتی نهادینه شدند و در صدها سال بعد که جنگ های صلیبی و جهاد توسعه گسترده و رقابتی را ایجاد کردند، به آنها وابسته شدند.

 

دوم، از حدود 1500 تا 1900، جریان های جغرافیایی کالا، افراد، مواد و منابع به عنوان اثر استعمار جهانی اروپا به وجود آمد، در حالی که استعمارهای قبلی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین ماهیت منطقه ای داشتند. این مرحله از جهانی شدن قبل از هر چیز یک ماهیت سرزمینی دارد، اما استعمار جریان های ایدئولوژیکی را نیز شامل می شود که مسیحیت و تا حدی سایر ادیان را به سراسر جهان منتقل می کند.

 

سوم، از حدود سال 1800 تا پس از جنگ جهانی دوم، جریان‌های صنعتی توسعه یافتند، که با تلاش برای دستیابی به دسترسی جهانی به منابع و بازارها و با تحریک نوآوری‌های تکنولوژیکی تعریف شد. این مرحله مصادف با اواخر توسعه استعمار جغرافیایی و ظهور سرمایه داری و جریان پول و ابزار مالی آن است. علاوه بر این، این مرحله از جهانی‌سازی جریان‌های ایدئولوژیک ادیان را به جریان‌های ایدئولوژی‌های سیاسی، به ویژه لیبرالیسم و ​​کمونیسم، تبدیل کرد. در نهایت، این مرحله، مراکز جریان های جغرافیایی را جابجا کرد و خاورمیانه با منابع نفتی را تبدیل به یک مرکز جدید و در عین حال نه تنها مرکز جدید کرد، فرآیندی که در جهانی شدن امروز بسیار جا افتاده است. در حالی که دو موج اول جهانی شدن تا حد زیادی تحت تسلط اروپا هستند، در این مرحله سوم، سایر بخش‌های جهان محرک‌های فعال شدند: ایالات متحده، ژاپن و اتحاد جماهیر شوروی.

 

چهارم، از حدود سال 1945 تا به امروز، جریان های ارتباطی شبکه ها مرحله جدیدی از جهانی شدن را نشان می دهد - در تعریف گسترده ای از ارتباطات، از انتقال اطلاعات گرفته تا سفر و تجارت. این جریان ها با چهار ویژگی تعریف می شوند: (1) فناوری های جدید، به ویژه فناوری های دیجیتال، که برای تغییر شکل فرآیندهای صنعتی با زنجیره های تامین جهانی تعیین کننده هستند. (2) تدارکات دیجیتالی مسیرهای تجاری. (3) فرآیندهای مالی دیجیتالی. و در نهایت، (4) گردش رسانه ای جهانی اطلاعات، ایده ها و نوآوری مبتنی بر تحقیق. تأثیر قابل توجه این مرحله اخیر جهانی شدن این است که جغرافیا و کنترل سرزمینی از نظر تولید، تجارت، نوآوری، مالی و برخوردهای فرهنگی اهمیت کمتری نسبت به شبکه های فرامرزی پیدا کرده است. در این مرحله است که چین به یک بازیگر کلیدی در جهان چند قطبی جهانی شده با جریان های موازی بسیاری تبدیل شده است.

 

با بازگشت به عنوان بحث "چین و جهان"، واضح است که آخرین تحول جهانی شدن، چین و جهان را دوباره تعریف می کند، جهان اکنون ترکیبی از جریان ها و شبکه های متقابل با مراکز متحرک است که چین به یکی از آنها تبدیل شده است. مراکز برخی از جریان ها، به ویژه جریان های صنعتی و فناوری. در این برهه تاریخی، اهمیت کمتری به قلمرو مثلا یک کشور کوچک یا بزرگ داده می‌شود تا آنها، فعالانه وارد جریان‌ها شود و آن‌ها را هدایت کند و اهمیت بیشتر با ظرفیت نوآوری آنها در سطوح مختلف مشخص می‌شود. حرکت بزرگ رو به جلو برای کشور کوچکی مانند کشور من، دانمارک، با کمتر از 6 میلیون نفر و همچنین برای کشور بزرگی مانند چین پس از سال 1979، تا حد زیادی مبتنی بر ظرفیت رو به رشد آنها برای ایجاد و کمک به ماهیت این موارد است. جریان - در تولید، تجارت، امور مالی، سیاست، فناوری، زیرساخت ها، آموزش و پژوهش در یک اقتصاد ملی با تنوع فزاینده که منعکس کننده مشارکت آنها در تحولات اخیر جهانی شدن است! چنین کشورهایی یاد گرفته اند که در آن زندگی کنند، از آنها بهره ببرند و تأثیر بگذارند

دنیای چند قطبی جریان ها

 تنوع وطن

مشارکت فعال چین در تنوع دنیای چندقطبی جریان‌های صنعتی، مالی، فناوری و ارتباطی نیز بر تنوع داخلی و تغییرات در مرزهای چین تأثیر می‌گذارد، امروزه با افزایش آگاهی عمومی از این تأثیر. حتی میوه‌فروشان محلی، و نه تنها جوان‌ترها، پرداخت خود را از طریق یک کد QR در تلفن همراه با برنامه وی چت دریافت می‌کنند. Tencent QQ، Weibo و سایر پلتفرم‌ها مانند پلتفرم‌های مشابه در هر نقطه از جهان عمل می‌کنند، در حالی که Tiktok در سراسر جهان استفاده می‌شود.

 

چین کلاسیک، حتی در دوره‌هایی با ساختار دولتی متمرکز قوی، از نظر زبان‌های محلی، اقلیت‌ها، عادات، مناطق آب و هوایی و موارد دیگر بسیار متنوع بود. با این حال، در آن زمان تعداد کمی از مردم قادر به مشاهده تنوع واقعی چین بودند. امروزه، به دلیل زیرساخت های داخلی چشمگیر کابل ها، جاده ها و ریل ها، تنوع دیگر در مناطق مختلف وجود ندارد، بلکه همه شهروندان چینی می توانند با چشمان خود آن را تجربه کنند، هم تنوع سایت های کلاسیک چینی و هم آداب و رسوم حداقل تغییرات سریعی که اخیراً رخ داده است. دانش‌آموزان اکنون برای تحصیل و بعداً برای کار به سرتاسر کشور نقل مکان می‌کنند، در حالی که خانواده‌های جوان خود را فراتر از محدودیت‌های محلی والدین خود مستقر می‌کنند و به تعداد فزاینده‌ای می‌توانند به عنوان دانشجو، محقق، کارمند، مهاجر یا گردشگر به دنیا سفر کنند. به عبارت دیگر، مشارکت چین در تمام جریان‌های جهان چندقطبی نه تنها در تنوع و تغییرات داخلی، بلکه در آگاهی روزافزون مردم از این درهم‌تنیدگی چین و جهان منعکس می‌شود.

 

پلی به سوی آینده

 

من از استعاره پل در پاراگراف های آخرم استفاده کرده ام. پل یک تصویر قدیمی چینی از گذار از یک شکاف، از نظر شخصی و اجتماعی است. با اندیشیدن به گذارهای مربوط به چین مدرن در جهان جهانی شده، دو پل شگفت انگیز را به چشم خود می بینم. یکی از آنها پل چشمگیر رودخانه سوتونگ یانگ تسه از سال 2008 در نزدیکی سوژو در استان جیانگ سو است. پل باستانی زیبای Hongqiao در Fenghuang در استان هونان است که از زمان سلسله مینگ از رودخانه Tuo عبور کرده است.

The Sutong Bridge lies between Nantong City and Changshu in the east of Jiangsu province and will become part of the national key trunk route.

برای من، اولین پل نماد گذار چین به دنیای جهانی شده جریان های صنعتی، مالی، فناوری و ارتباطی است. دومی نماد گذار از تنوع آرام چین سنتی به تنوع بی قرار چین مدرن است. پل Hongqiao ادامه یک سنت دیرینه برای مهارت‌های فنی سطح بالا است و با نامگذاری یکی از فرودگاه‌های بین‌المللی شانگهای (و همچنین بسیاری از سایت‌های دیگر)، این پل پل قدیمی را با جدید و با هم پیوند می‌دهد. چین را با جهان وصل می کند.

 File:Hongqiao in Fenghuang.jpg

اسوند اریک لارسن معاون سابق آکادمی اروپا و استاد بازنشسته از دانشگاه آرهوس دانمارک


نظرات کاربران


@