بحران مدیریت در بریتانیا

لیز تراس اکنون یک مطالعه موردی در رهبری ضعیف است

تاریخ انتشار : ۱۸:۲۳ ۲۳-۰۷-۱۴۰۱

رهبران تحت نظر هستند. آنها مورد کنترل دقیق قرار می گیرند. اگر این ایده را دوست ندارید که پاسخگو باشید و مجبور شوید برای اقدامات خود پاسخگو گردید، احتمالاً نقش رهبری برای شما مناسب نیست. نمی‌دانم آیا هرگز چنین افکاری به ذهن لیز تراس، که هنوز در زمان نگارش این مقاله، نخست‌وزیر بریتانیا است، خطور کرده است یا خیر. اما شاید حقیقت در حال آشکار شدن برای او باشد. او زمان و مکان نامناسبی را انتخاب کرده است تا بفهمد که رهبری ممکن است کاملاً کار او نباشد. همانطور که یک سازمان رشد می یابد، امکان های بیشتری برای تصدی گری مسئولیت‌های بزرگ‌تر خواهید داشت. به اصطلاح "نظریه بازی ها" زندگی سازمانی این فرآیند را به خوبی توضیح می دهد...........رهبری نباید یک سفر نفسانی باشد یا به عنوان نوعی بازی در نظر گرفته شود. این زمین بازی برای آزمایش ایدئولوژیک نیست. این در مورد مشارکت و قرار دادن سازمان شما در موقعیت بهتری برای رویارویی با آینده است. در نهایت، رهبری به شما مربوط نمی شود، بلکه مربوط به دیگران است. من می ترسم که لیز تراس به هیچ وجه این موضوع را درک نکرده باشد و اکنون به قیمت کار و حرفه سیاسی او تمام می شود.

تبریز امروز:

لیز تراس
رهبران تحت نظر هستند. آنها مورد کنترل دقیق قرار می گیرند. اگر این ایده را دوست ندارید که پاسخگو باشید و مجبور شوید برای اقدامات خود پاسخگو گردید، احتمالاً نقش رهبری برای شما مناسب نیست.

نمی‌دانم آیا هرگز چنین افکاری به ذهن لیز تراس، که هنوز در زمان نگارش این مقاله، نخست‌وزیر بریتانیا است، خطور کرده است یا خیر. اما شاید حقیقت در حال آشکار شدن برای او باشد. او زمان و مکان نامناسبی را انتخاب کرده است تا بفهمد که رهبری ممکن است کاملاً کار او نباشد.

همانطور که یک سازمان رشد می یابد، امکان های بیشتری برای تصدی گری مسئولیت‌های بزرگ‌تر خواهید داشت. به اصطلاح "نظریه بازی ها" زندگی سازمانی این فرآیند را به خوبی توضیح می دهد.

اما با آن پاداش ها و مسئولیت ها، انتقاد و شک و تردید بیشتر می شود. همانطور که این ضرب المثل خام می گوید: "هر چه میمون بالاتر می رود، بیشتر می توانید خم او را ببینید." اشتباهاتی که تراس به عنوان یک شخصیت جوان تر توانست از پس آن بربیاید یا به آنها لبخند بزند را نمی توان به راحتی کنار گذاشت و اکنون او در حال حاضر نخست وزیر است.

تراس به سرعت به یک مطالعه موردی در شکست رهبری تبدیل شده است. فاحش ترین اشتباهات او چه بوده است؟

او بیش از حد به توانایی‌های خود اعتماد داشته است، و با این تصور که صحبت و اظهارات مکرر روشی مناسب برای نمایش رهبری است. او وزن زیادی بر ایدئولوژی ساده بازار آزاد گذاشته است که الهام بخش اوست اما دیگران را متقاعد نمی کند. نظریه اتاق فکر هیجانی  به واقعیت پیچیده و کمتر قابل پیش بینی سقوط کرده است.

او عاشق اسطوره‌های مربوط به دوران ریاست مارگارت تاچر شده است، و به داستان سطحی رویکرد قاطعانه‌اش اعتقاد دارد و نمی‌تواند حقیقت ظریف‌تر را درباره میزان سازگاری و انعطاف‌پذیری خود تشخیص دهد.

مهمتر از همه، تراس در «مقابله با حقایق وحشیانه» وضعیت خود شکست خورده است - وظیفه ای که برای رهبری خوب بسیار مهم است.

به او و صدراعظم (سابق) او هشدار داده شد که کاهش مالیات بدون بودجه در چنین مقیاس بزرگی باعث ایجاد اضطراب شدید در بازارهای مالی خواهد شد. او توصیه ها را رد کرد و کارمند ارشد دولت در وزارت خزانه داری، تام اسکالر را که تجربه و مشاوره عاقلانه زیادی برای ارائه داشت، برکنار کرد.

او و کواسی کوارتنگ از جلب حمایت دفتر مسئولیت بودجه - نهادی که توسط حزب محافظه کار  معرفی شده بود - برای اطمینان بیشتر به بازارها خودداری کردند. او به شیوه‌ای سرسختانه و صریح نسبتاً کودکانه تصور می‌کرد که می‌تواند توصیه‌های کارشناسان را رد کند و با نیروهای انبوه سرمایه بین‌المللی روبرو شود. او اشتباه می کرد.

غارت کردن یک استراتژی ضعیف است
اخراج کوارتنگ از سمت وزارت (اگرچه او در نویسندگی و حمایت از سیاست های او مشارکت داشت) ممکن است تا آنجا که به سیاست مربوط می شود، کار معمولی باشد. اما این عمل یک رهبر نیست که باید انتظار اعتماد یا احترام داشته باشد. در خلال کنفرانس مطبوعاتی سست و ناکافی او که پس از اخراج انجام شد، این احساس وجود داشت که شاید خود تراس نیز در حال درک این موضوع بود که به شدت از آنچه در نقشش نیاز است کوتاه آمده است.

گفتگوی کواسی کوارتنگ و لیز تراس در کنفرانس محافظه‌کاران.

تراس در تلاشی برای آرام کردن هرج و مرج، وزیر کابینه کواسی کوارتنگ را برکنار کرد. EPA/Tolga Akmen
این برای روانشناسان یا دوستان نزدیک و نه دانشجویان رهبری مانند من لازم است که توضیح دهند که چرا تراس در درک واقعیت موقعیتی که با او روبرو شده است بسیار مشکل داشته است. او اکنون، شاید، بالاخره شروع کرده است که ببیند چقدر سخت تر از آن چیزی است که تصور می کرد. اما خیلی دیر است.

رهبری نباید یک سفر نفسانی باشد یا به عنوان نوعی بازی در نظر گرفته شود. این زمین بازی برای آزمایش ایدئولوژیک نیست. این در مورد مشارکت و قرار دادن سازمان شما در موقعیت بهتری برای رویارویی با آینده است. در نهایت، رهبری به شما مربوط نمی شود، بلکه مربوط به دیگران است. من می ترسم که لیز تراس به هیچ وجه این موضوع را درک نکرده باشد و اکنون به قیمت کار و حرفه سیاسی او تمام می شود.

 

The Conversation


نظرات کاربران


@