مسیح مهاجری

نبرد با نفس يا با رمضان؟

تاریخ انتشار : ۱۳:۰۳ ۲۳-۰۲-۱۴۰۱

وقتي به عيد فطر رسيديم، همگي با اين تصور که يکماه مبارزه با خواهش‌هاي نفساني را پشت ‌سر گذاشته‌ايم، سرخوش و شادان به ماه جديد وارد شديم. شادمان بودن بعد از عبور موفق از ماه مبارک رمضان، امري طبيعي است ولي به اين شرط که در اين ماه با نفس اماره مبارزه کرده باشيم و از ميدان اين مبارزه، پيروز بيرون آمده باشيم. آيا واقعاً پيروز شده‌ايم؟ در يکي از روزهاي دهه آخر ماه مبارک رمضان با لحني مزاح‌گونه به يکي از دوستان گفتم ماه رمضان را شکست داده‌ايم. منظورم اين بود که اکثر روزهاي ماه رمضان را پشت ‌سر گذاشته‌ايم و گرسنگي و تشنگي اين ماه نتوانستند بر ما غلبه کنند و اکنون به پايان ماه نزديک شده‌ايم. با تعجب در جواب اين ادعا شنيدم که آن دوست گفت: ولي ممکن است ماه رمضان ما را شکست داده باشد. وقتي در اين جمله دوستم دقت کردم به اين نتيجه رسيدم که ويژگي‌هاي روحمان با روز ورود به ماه رمضان تفاوتي نکرده، بنابراين سخن او که مي‌گويد ممکن است ماه رمضان ما را شکست داده باشد درست است. قرآن کريم درباره فلسفه روزه مي‌فرمايد: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون» روزه براي اينست که تقوا پيشه کنيد. منظور از تقوا پيشه کردن اينست که رذائل اخلاقي را کنار بگذاريم و راه نزديک شدن به صفات خدائي را در پيش بگيريم. اگر قبل از ماه رمضان اهل رعايت حرمت مؤمن و پرهيز کردن از زيرپا گذاشتن حقوق برادران و خواهران ديني‌مان نبوديم، با ورود به اين ماه درصدد برآئيم حرمت را رعايت کنيم و به حقوق ديگران احترام بگذاريم. تحمل گرسنگي و تشنگي فقط يک علامت راهنماست براي اينکه از اين ابزار مادي به وادي معنويت قدم بگذاريم. اينکه فرموده‌اند در ماه رمضان، دست و پاي شيطان بسته است و درهاي رحمت الهي باز مي‌شوند براي اينست که ما تشويق شويم دست از گناه بشوئيم و با پاهايمان از مرزهاي حق عبور نکنيم. حق را هم در هر دو نوعش در نظر بگيريم، هم حق‌الله و هم حق‌الناس. از آنهمه وعده رحمت و مغفرت که خدا مي‌دهد پيداست که درباره حق خودش آسان مي‌گيرد و مايل است بندگان خود را به رعايت حق‌الناس تشويق کند. بنابراين، اگر بخواهيم به پاسخ اين سؤال دست بيابيم که در ماه رمضان، ما با نفس خود مبارزه کرده‌ايم يا با ماه رمضان درافتاده‌ايم، بايد به ميزان و مقدار رعايت حق‌الناس در اين ماه توسط خودمان بنگريم. آيا در اين ماه قلبي را شاد کرده‌ايم؟ آيا کساني را که آزرده‌ايم با عذرخواهي يا جبران خطاهايمان از خود راضي کرده‌ايم؟ آيا مشکلي از کسي حل کرده‌ايم؟ و آيا براي نزديک ساختن قلب‌هاي مردم به يکديگر کاري کرده‌ايم؟ اگر جواب اين سؤال‌ها مثبت باشد، مي‌توانيم به اين اطمينان برسيم که در ماه رمضان بر نفس خود پيروز شديم و با رمضان به نبرد برنخا

تبریز امروز:

 

⬅️ وقتي به عيد فطر رسيديم، همگي با اين تصور که يکماه مبارزه با خواهش‌هاي نفساني را پشت ‌سر گذاشته‌ايم، سرخوش و شادان به ماه جديد وارد شديم. شادمان بودن بعد از عبور موفق از ماه مبارک رمضان، امري طبيعي است ولي به اين شرط که در اين ماه با نفس اماره مبارزه کرده باشيم و از ميدان اين مبارزه، پيروز بيرون آمده باشيم. آيا واقعاً پيروز شده‌ايم؟
در يکي از روزهاي دهه آخر ماه مبارک رمضان با لحني مزاح‌گونه به يکي از دوستان گفتم ماه رمضان را شکست داده‌ايم. منظورم اين بود که اکثر روزهاي ماه رمضان را پشت ‌سر گذاشته‌ايم و گرسنگي و تشنگي اين ماه نتوانستند بر ما غلبه کنند و اکنون به پايان ماه نزديک شده‌ايم. با تعجب در جواب اين ادعا شنيدم که آن دوست گفت: ولي ممکن است ماه رمضان ما را شکست داده باشد. وقتي در اين جمله دوستم دقت کردم به اين نتيجه رسيدم که ويژگي‌هاي روحمان با روز ورود به ماه رمضان تفاوتي نکرده، بنابراين سخن او که مي‌گويد ممکن است ماه رمضان ما را شکست داده باشد درست است.
قرآن کريم درباره فلسفه روزه مي‌فرمايد: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون» روزه براي اينست که تقوا پيشه کنيد. منظور از تقوا پيشه کردن اينست که رذائل اخلاقي را کنار بگذاريم و راه نزديک شدن به صفات خدائي را در پيش بگيريم. اگر قبل از ماه رمضان اهل رعايت حرمت مؤمن و پرهيز کردن از زيرپا گذاشتن حقوق برادران و خواهران ديني‌مان نبوديم، با ورود به اين ماه درصدد برآئيم حرمت را رعايت کنيم و به حقوق ديگران احترام بگذاريم. تحمل گرسنگي و تشنگي فقط يک علامت راهنماست براي اينکه از اين ابزار مادي به وادي معنويت قدم بگذاريم. اينکه فرموده‌اند در ماه رمضان، دست و پاي شيطان بسته است و درهاي رحمت الهي باز مي‌شوند براي اينست که ما تشويق شويم دست از گناه بشوئيم و با پاهايمان از مرزهاي حق عبور نکنيم. حق را هم در هر دو نوعش در نظر بگيريم، هم حق‌الله و هم حق‌الناس. از آنهمه وعده رحمت و مغفرت که خدا مي‌دهد پيداست که درباره حق خودش آسان مي‌گيرد و مايل است بندگان خود را به رعايت حق‌الناس تشويق کند. بنابراين، اگر بخواهيم به پاسخ اين سؤال دست بيابيم که در ماه رمضان، ما با نفس خود مبارزه کرده‌ايم يا با ماه رمضان درافتاده‌ايم، بايد به ميزان و مقدار رعايت حق‌الناس در اين ماه توسط خودمان بنگريم. آيا در اين ماه قلبي را شاد کرده‌ايم؟ آيا کساني را که آزرده‌ايم با عذرخواهي يا جبران خطاهايمان از خود راضي کرده‌ايم؟ آيا مشکلي از کسي حل کرده‌ايم؟ و آيا براي نزديک ساختن قلب‌هاي مردم به يکديگر کاري کرده‌ايم؟ اگر جواب اين سؤال‌ها مثبت باشد، مي‌توانيم به اين اطمينان برسيم که در ماه رمضان بر نفس خود پيروز شديم و با رمضان به نبرد برنخاستيم. اين ارمغان رمضان را هرکس به دست بياورد مي‌تواند آن را در طول سال و تا فرا رسيدن رمضاني ديگر با خود داشته باشد و بنده محبوب خدا باشد.
به دست آوردن ارمغان رمضان براي کساني که در مسئوليت‌هاي حکمراني حضور دارند، از ديگران بسيار بيشتر است. افراد عادي اگر مغلوب نفس خود شوند، حداکثر به خود و چند نفر ديگر لطمه مي‌زنند ولي کساني که در مسئوليت‌هاي حکمراني حضور دارند همانطور که عملکرد مثبتشان به يک ملت سود مي‌رساند عملکرد منفي و پيروي از هواهاي نفسانيشان نيز به يک ملت ضربه مي‌زند. در کشور ما با توجه به اينکه حکمراني با دين عجين شده، ضربه‌هاي عملکردهاي منفي علاوه بر ملت به دين هم وارد مي‌شوند. يکماه تمرين مستمر مبارزه با نفس براي مسئولين اگر به درستي انجام شده باشد مي‌تواند به آباد شدن دين و دنياي مردم کمک کند. به همين دليل بايد پذيرفت که فلسفه روزه بيش از هر کسي به مسئولين حکمراني نظر دارد تا آنها را وادار کند تقوا پيشه کنند، از وعده‌ دادن‌هاي بي‌پشتوانه بپرهيزند، براي حل مشکلات مردم تلاش کنند، با رياکاري فاصله بگيرند، بر ناکارآمدي خود با شعارهاي غيرعملي و فرافکني‌هاي نخ‌نما شده سرپوش نگذارند، بابت خطاهاي خود از مردم عذرخواهي کنند و اگر احساس مي‌کنند از حل مشکلات مردم و انجام وظايفي که برعهده گرفته‌اند ناتوان هستند به اين واقعيت اعتراف کنند و جاي خود را به افراد کارآمد بدهند. منتظر مي‌مانيم تا با مشاهده رفتار حکمرانان در روزها و ماه‌هاي آينده مشخص شود آنها در ماه مهماني خدا مشغول نبرد با نفس بودند يا با رمضان؟


نظرات کاربران


@