اکتای وحیدی آذر

بادکنک قرمز در دست تیرکس

تاریخ انتشار : ۱۱:۳۴ ۲۳-۱۱-۱۴۰۰

با یک بادکنک قرمز بر دستانت ! بادبان های خیال را بر ذهنم بستم ! سریع تر از نور رفتم ! کوچه ، خیابان ، دشت و صحرا بدنبال تو گشتم ! کوی و برزن پایان گرفت و شهر تمام شد تو را نیافتم ! چه دور دست ها بود ، خیالت رویایی که آن را هم چندان نیافتم ! سرما ، گرما و سرزمین تو آنجا بودی ! با یک بادکنک قرمز بر دستانت !

تبریز امروز:

کاریکاتور تیرکس - اوکتای وحی- OKTAY Vahidi Azar

 

با یک بادکنک قرمز بر دستانت !

 

بادبان های خیال را بر ذهنم بستم !

سریع تر از نور رفتم !

کوچه ، خیابان ، دشت و صحرا

بدنبال تو گشتم !

کوی و برزن پایان گرفت و شهر تمام شد

تو را نیافتم !

چه دور دست ها بود ، خیالت 

رویایی که آن را هم چندان نیافتم !

سرما ، گرما و سرزمین 

تو آنجا بودی !

با یک بادکنک قرمز بر دستانت !

 


نظرات کاربران


@