هنرمند عکاس 9 ساعت در بی تفاوتی انسان ها ماند.

رنه رابرت در سرمای غربت انسان ها یخ زد+ ویدئو

تاریخ انتشار : ۱۰:۰۵ ۱۲-۱۱-۱۴۰۰

رنه رابرت ، عکاس سوئیسی در 19 ژانویه در 84 سالگی در خیابان های پاریس بر اثر سرمازدگی جان باخت. چگونگی در گذشت او که به گرفتن تصاویر عمیق رقص فلامنکو اختصاص داشت، غرب را و سردی جامعه انسان ها را تحت الشعاع قرار داده است. دوستان، همکارانی که شخصیت و هنر فردی او را توصیف می کنند مرگ او را به نمادی وحشتناک از انسانیت زدایی از مردم در شهرهای مغرب زمین می انگارند.

تبریز امروز:

رنه رابرت ، عکاس سوئیسی در 19 ژانویه در 84 سالگی در خیابان های پاریس بر اثر سرمازدگی جان باخت. چگونگی در گذشت او که به گرفتن تصاویر عمیق رقص فلامنکو اختصاص داشت، غرب را و سردی جامعه انسان ها را تحت الشعاع قرار داده است. دوستان، همکارانی که شخصیت و هنر فردی او را توصیف می کنند مرگ او را به نمادی وحشتناک از انسانیت زدایی از مردم در شهرهای مغرب زمین می انگارند.

رابرت که در فریبورگ به دنیا آمد و  دوشنبه در پاریس به خاک سپرده شد، برای چندین دهه شریکی به نام سابین داشت. او جادوی عکاسی را در 14 سالگی به لطف پدرش که تصاویر او را گسترش داد کشف کرد. این به گفته خود رابرت است که در سال 2007 با وب سایت موزیکا الهام برا  مصاحبه کرد. او زندگی خود را در فرانسه به عنوان عکاس جست و جو می کرد و در دهه 1960 شروع به رفت و آمد در کاتالان، یک مکان فلامنکو در پاریس کرد. در مصاحبه فوق، او توضیح داد که ابتدا جذب رقص شده است، در حالی که بخش موسیقی نمایش برای او "گیج کننده تر" بود.

می گوبند فرانسه از "مرگ بر اثر بی تفاوتی" عکاس رنه رابرت در یکی از خیابان های پاریس وحشت زده شده است

دوست او، روزنامه‌نگار میشل مومپونت، که مرگ او را اعلام کرد، لو کاتالان را جایی توصیف می‌کند که مهاجران اسپانیایی به آنجا می‌روند: پیکاسو هنرمندی که کارگاهش در همان نزدیکی بود و همچنین نقاش خوان گریس. مومپونت توضیح می‌دهد: «هنرمندان قدیمی فلامنکو می‌گویند که می‌توان بهترین و بدترین‌ها را دید و شنید. گرسنه‌ها می‌آمدند و به آنها غذا و نوشیدنی و جای خواب می‌دادند.» مومپونت رابرت را در 20 سالگی در پایان دهه 1980 ملاقات کرد. او توضیح می‌دهد که در آن نمایش‌ها، «تقریباً همیشه یک آقای بسیار باهوش با دستمال خالدار، کلاه و سیگاری در دهانش بود - محتاط، اما دوست هنرمندان». آن مرد رابرت بود.

در حالی که رابرت در ابتدا او را می ترساند، مومپونت "شخصیت ساده" مردی را کشف کرد که به عنوان یک عکاس تبلیغاتی کار می کرد تا غذا را روی میز بگذارد، تا زمانی که تصاویر فلامنکو ارزشی داشتند. با گذشت سالها، چندین نسل از هنرمندان در مقابل لنز او گذشتند: پاکو دی لوسیا، کامارون، چانو لوباتو، فرناندا دی اوتررا، آرورا وارگاس، توماتیتو، آنتونیو گادس، کریستینا هویوس، سارا باراس، کارمن لینارس، ویسنته آمیگو... مومپونت به یاد می آورد که زیاد حرف نزن. او انسانی بود، با حس کنایه‌آمیز و بسیار مهربان.»

آورورا وارگاس خواننده، در عکسی که توسط رنه رابرت گرفته شده است.
آورورا وارگاس خواننده، در عکسی که توسط رنه رابرت گرفته شده است.
عکاس فرانسوی Jean-Louis Duzert با این توصیف موافق است. او توضیح می دهد: "او متواضع بود، دوست داشت در سایه کار کند." دوزرت، عکاس سابق، فلامنکو و رابرت را هم کم و بیش همزمان کشف کرد. از آن زمان، دوستی و همدستی آنها ثابت بود. او توضیح می دهد: «ما حداقل ماهی یک بار صحبت می کنیم تا از نمایش ها، کنسرت ها... مطلع شویم. او توضیح می‌دهد: «او عکس‌هایش را برای من می‌فرستاد و من عکس‌هایم را برایش می‌فرستم. بین آنها. همانطور که در تقدیم یکی از کتاب هایش نوشت، رابرت او را "برادر عکاسی" می دانست.

رابرت فلامنکو (1993)، La Rage et la Grâce (یا خشم و لطف، 2001) و نگرش های فلامنکو (2003) را منتشر کرد. او آرشیو عکاسی خود را به کتابخانه ملی فرانسه اهدا کرد و دوزرت اصرار دارد که هنوز در حال آماده سازی پروژه ها است. او توضیح می دهد: «ما قصد داشتیم با هم کتابی درباره 50 سال فلامنکو در فرانسه بسازیم. متأسفانه، دیگر این اتفاق نخواهد افتاد.»

ادواردو ناوارو کاریون، مدیر فرهنگی در این مرکز توضیح می‌دهد: «رابرت فقط از کانتائوره‌ها و بایلائوراها [خوانندگان و رقصندگان فلامنکو] عکاسی نکرد، بلکه سعی کرد آن نوع کاتارسیس موجود در فلامنکو، آن روح تراژیک را همیشه سیاه و سفید به تصویر بکشد». موسسه سروانتس در پاریس و برگزارکننده نمایشگاهی که در سال 2019 عکس های روبرت را در نانت در جشنواره سینمای اسپانیا در همین شهر به نمایش گذاشت. رابرت توضیح داد که وقتی از رنگ برای نشان دادن فلامنکو استفاده می شد، برای او "بسیار توریستی" به نظر می رسید. ناوارو می افزاید: سبک او یک نوع عکاسی «بسیار منظره» بود، «در جستجوی لحظه خلاقانه».

مومپونت می افزاید: «او نمی خواست به سمت دیجیتال حرکت کند. او دوست داشت عکس هایش را توسعه دهد. این کنجکاو است، زیرا در همان زمان او به هنرهای دیگر بسیار باز بود. او کاراواجو را دوست داشت، صحنه های تاریک او و [فلامنکو] برای او نمایش غم انگیزی از احساسات شدید زندگی بود. برای کسی که به اندازه او محتاط بود، این او را مجذوب خود کرد.» و با وجود تمام این کارها، مومپونت بین قهقهه ها توضیح می دهد، رابرت به سختی اسپانیایی صحبت می کرد. او توضیح می دهد: «فلامنکو نوعی احساس است و او این را داشت. به همین دلیل است که هنرمندان فلامنکو که دوستان صمیمی بودند، کامارون، پاکو دی لوسیا، با او ارتباط خوبی داشتند.

گرچه نمی دانم به کدام زبان بود.»

Chema Blanco، مشاور هنری در جشنواره Nîmes Flamenco و مدیر دوسالانه فلامنکو در سویل، یک لیوان شراب و یک ناهار را با رابرت و دیگر چهره‌ها در طول این رویداد فرانسوی به اشتراک می‌گذارد. او در مورد این «مرد کوتاه قد» می گوید: «او بسیار دوست داشتنی بود، افراد زیادی او را تحسین می کردند. در آن جلسات آنها درباره "نمایش هایی که دیده بودیم" بحث می کردند. او بسیار دلپذیر بود و آن هوای معمولی بوهمی فرانسوی را داشت.» بلانکو تحت تأثیر قرار گرفت که چگونه "با دقت به شما نگاه کرد و به شما گوش داد."

فاروکو، همانطور که رابرت جاودانه کرده است.
فاروکو، همانطور که رابرت جاودانه کرده است.
پاکو سانچز، عکاس فلامنکو، که به مدت 40 سال از چهره های فلامنکو پرتره می گیرد، اشاره می کند که سبک رابرت بسیار شبیه به او است. سال‌ها پیش او را کشف کردم و شگفت‌زده شدم، زیرا وقتی شروع به کار کردم، در دهه 1970، خودم را با عکس‌های سیاه و سفید با کنتراست بالا، با رگ‌های گردن خواننده‌ها در حال ترکیدن و جزئیات دستان رقصندگان.» از نظر سانچز، او عکاسی بود که با "سادگی، بسیار مستقیم" مشخص می شد. وی در مورد شخصیت خود، در حالی که شخصاً او را نمی‌شناخت، می‌افزاید: «در رسانه‌ها زیاد دیده نمی‌شد و در مصاحبه‌ها کوتاهی می‌کرد».

مدیر هنری موزه پیکاسو در مالاگا، جنوب اسپانیا، خوزه لبرو، مسئول مرکز هنرهای معاصر اندلس در سویل بود که در سال 2009 نمایشگاهی را ترتیب داد که نقش فلامنکو را در عکاسی نشان داد. رابرت در میان 50 عکاس برجسته با 200 عکس به نمایش گذاشته شده بود. لبرو او را در «سنتی که در فرانسه با فلامنکو مربوط به علاقه به چیزهای عجیب و غریب وجود داشت» وارد می‌کند. کار او «بخشی از حماسه ای بود که در آن جنبه تاریک اسپانیا او را جذب کرد. بیشتر در مورد میخانه و مراسم بود تا زیبایی‌شناسی.»

دوزرت می گوید که با مرگ او، "فصلی در دنیای فلامنکو بسته شد."

Juana la del Pipa، در تصویر دیگری از رابرت.
Juana la del Pipa، در تصویر دیگری از رابرت.


نظرات کاربران


@