اسدالله ولوالجی، شاعر، نویسنده و تاریخ‌نگار افغان در گذشت.+ ویدئو

تاریخ انتشار : ۰۲:۲۳ ۰۷-۰۶-۱۴۰۰

حسیب ولوالجی، پسر ولوالجی فقید در یک پیام کوتاه در فیسبوک درگذشت پدرش را تایید کرده، یک سال پیش استاد ولوالجی در اثر انفجار مین در ولسوالی پغمان کابل دختر و همسرش را از دست داد. حسیب ولوالجی پسر استاد ولوالجی در فیسبوک نوشته است: "یک سال از اندوه مادر نگذشت پدر را از دست دادم." شمار زیاد قلم بدستان، سیاستمداران افغان و اهل مطبوعات در افغانستان در پیوند با درگذشت آقای ولوالجی واکنش سوگمندانه نشان داده اند.

تبریز امروز:

اسدالله ولوالجی، شاعر، نویسنده و تاریخ‌نگار معروف افغانستان در گذشت.

حسیب ولوالجی، پسر ولوالجی فقید در یک پیام کوتاه در فیسبوک درگذشت پدرش را تایید کرده، اما در مورد دلیل مرگ وی جزییاتی ارایه نکرده است.

درست یک سال پیش از امروز، آقای ولوالجی در اثر انفجار ماین در ولسوالی پغمان کابل دختر و همسرش را از دست داد.

حسیب ولوالجی پسر آقای ولوالجی در فیسبوک نگاشته است: "یک سال از اندوه مادر نگذشت پدر را از دست دادم."

شمار زیاد قلم بدستان، سیاستمداران افغان و اهل مطبوعات در افغانستان در پیوند با درگذشت آقای ولوالجی واکنش سوگمندانه نشان داده اند.

انجمن قلم افغانستان که زمانی آقای ولوالجی ریاست دوره‌ای آن را بر عهده داشت، در یک پیام فیسبوک نگاشته است: "غمگینانه آگاه شدیم که شاعر و نویسنده و پژوهشگر مطرح افغانستان، اسدالله ولوالجی، دار فانی را وداع گفت و جامعۀ ادبی کشور را در سوگ نشاند. روانش شاد باد!"

سد الله ولوالجی از ملیت ازبک بود  .ولوالجی فرزند وکیل محمد امین مشهور به "وکیل عمک جان"  در سال 1333 در ولسوالی رستاق ولایت تخار چشم به جهان گشود . تعلیمات ابتدایی خویش را در ولسوالی هاي رستاق و دشت قلعه ولایت تخار و مکتب ابتدایئه بی بی مهروی کابل به اتمام رساند. در سال 1347 وارد لیسه حربی گردید و در سال 1352 از آنجا فارغ التحصیل شد . در حمل سال 1353 وارد مدرسه عالی نظامی و در ماه دلو سال 1355 از این موسسه تحصیلی فارغ گردید. از ماه حوت سال 1355 تا ماه اسد سال 1370 در مراجع مختلف وزارت دفاع کشور اجرای وظیفه کرد. در این مدت، از ماه ثور سال 1357 تا ماه سرطان همین سال در زمان حاکمیت تره کی امین، از 14 ماه حمل سال 1361 تا ماه عقرب سال 1365 در زمان حاکمیت ببرک کارمل و از ماه اسد سال 1370 تا ماه ثور سال 1371 در زمان فرمانروایی دکتور نجیب الله به اتهام سیاسی در زندانی پلچرخی زندانی شد. ولوالجی که به زبانهای دری و اوزبکی شعر می سرود ، اشعار و مقاله های وی سر از ماه عقرب سال 1365 در نشریه های معتبر افغانستان به چاپ رسید و تا سال 1392 موفق به نوشتن و چاپ 25 عنوان کتاب پیرامون موضوعات گردید:

1- از سال 1355 تا سال 1370 افسر در ارتش ملي افغانستان.

2- از سال 1372 تا سال 1377 مدیر مسئول نشریه آزاد اندیشه در شهر مزار شریف.

3- از اواخر سال 1373 تا ماه تا اسد سال 1377 معاون و سرپرست انجمن فرهنگی امیر علیشیر نوایی در شهر مزار شریف.

4- از ماه جدی سال 1380 تا ماه جوزای سال 1381 عضو کمیسیون مستقل تدوير لویه جرگه اضطراری.

5- از ماه حوت سال 1381 تا ماه میزان سال 1382 عضو کمیته تحقیقات و مطالعات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان.

6- از سال 1381 تا سال 1391 عضو بورد مجتمع جامعه مدنی افغانستان و یکی از موسسین جامعه مدنی در افغانستان.

7- از آغاز سال 1382 تا آخر همین سال عضو کمیسیون تهیه گزارش ملی انکشاف بشری افغانستان.

8- از ماه حوت 1384 تا دهم قوس 1386 ، عضو شعبه تعلیم و تربیه دفتر ساحوی کابل کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان.

9- از ماه حمل سال 1386 تا دهم قوس همين سال ریس انجمن قلم افغانستان( Pen Group) و يكي از پایه گذاران  اين انجمن

10- از ماه ميزان سال1386 تا ماه حمل 1388 ريس بيناد اجتماعي مدني توران

11- از ماه حمل سال 1387 تا ماه حمل سال 1389 سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی

12- از ماه سرطان سال 1386 تا ماه ثور سال 1387 ریس مرکز هماهنگی نهاد های جامعه مدنی افغانستان.

13- از ماه حوت سال 1389 تا ماه جوزای همین سال عضو کمیسیون برگزاري جرگه مشورتی صلح افغانستان.

14- از ماه عقرب سال 1391 تا امروز معاون حزب حق و عدالت

اشتراک در کنفرانس ها

1- شرکت در کنفرانس مدنی " بن "(بت هونیف) در 5 دسمبر سال 2001

2- شرکت در دور دوم کنفرانس مدنی " بن " ( بت هونیف 5 دسمبر سال 2002

3- اشتراک در کنفرانس مدنی پاریس از تاریخ 24 ماه می تا تاریخ 26 ماه می سال 2008 .

4- اشتراک در کنفرانس بین الپارلمانی اسلام آباد به صفت کارشناس از تاریخ 31 ماه مارچ تا 1 اپریل سال 2009 .

5- اشتراك در كنفرانس صلح دوبي از 15 جون سال 2013 تا 18 جون همين سال .

و انجام سفر 8 روزه به کشور تورکیه جهت تبادل نظر با دانشمندان این کشور از 4 اپریل سال 2008 تا 12 اپریل 2008

آثار و تاليفات چاپ شده ولوالجي

1- قطاع الطریقان ، آدم ربایان و آقابلی ها

2- از اعلیحضرت محمد ظاهر شاه تا استاد برهان الدین

3- ترک صفتی یا ترک فریبی؟

4- وزیر محمد گل مومند و کار کرد های او

5- ژورنالیزم مبرا از توهین، تحقیر و عقده گشایی

6- طالبان از کجا آمدند و تا کجا خواهند رفت؟(مجموعه مقالات)

7- نگرشی پیرامون جرگه و قبایل پشتون(مجموعه مقالات)

8- انگلیس مابی، روسی بودن یا آمریکایی شدن؟

9- نام باستانی سرزمین ما توران است

10- فانوس بر درگاه شب(مجموعه شعر)

11- مهر و مصحف(مجموعه شعر)

12- با تو بهار میرسد(مجموعه شعر)

13- روسها از چه مجرای تاریخی وارد افغانستان شدند؟

14- در صفحات شمال افغانستان چه می گذشت؟

15- آیا قوای نظامی اتحاد شوروی از افغانستان خارج ساخته شد؟

16- صفحات شمال افغانستان در فاصله بین طرح و تحقق برنامه خروج ارتش اتحاد شوروی

17- مرور بر مشخصات جامعه افغانی

18- آغاز و تداوم اختلافات میان احمد شاه مسعود و جنرال دوستم

19- خروج ژنرال دوستم و سقوط دکتور نجیب الله

20- لویه جرگه اضطراری بخش اول، جلد اول

21- دموکراسی و جامعه مدنی در افغانستان

22- پارلمان، دموکراسی و آزادی

23- پیشینه طرز حکومت، اداره و انتخابات در افغانستان (بخش اول)

24- معاهده ديورند و پيامد هاي آن

25- اينجا ايران شرقي نيست

همچنان جزوه هايي چون سرحد هاي افغانستان ، راه ابريشم و انتخابات از نوشته هاي ولوالجي در مجله حقوق بشر ، روزنامه هشت صبح و انيس به شكل سريالي به چاپ رسيده اند.

نوشته هاي وي كه آماده چاپ هستند:

1- نقش دين در كاهش استبداد

2- قانون چيست
3- مرور بر سير تحول زندگي معاصر زنان افغانستان

 

اسدالله ولوالجی در یادمان دخترش که به همراه همسرش بر اثر انفجار مین طالبان کشته شدند ؛ شعری سروده است که توسط  قدرت الله روستاقی خوانده می شود 

 همسر، دختر، برادرزاده و همسر برادرزادۀ اسدالله ولوالجی نویسنده و شاعر افغان در اثر انفجار  خودرو حامل شان در پغمان جان دادند. جناب ولوالجی پس از دفن خاک عزیزانش این مرثیه را در زادگاهش روستاق تخار برای آلتین دخترش سروده است:

 

آلتین تو كجا سفر نمودى

از جاده‌ی دل گذر نمودى

جانم تو چرا شتاب كردى

ناسوده دلم كباب كردى

اى نخل غروب و آرزويم

 

اى بلبل ناز قصه گويم

اى دار و ندار زنده‌گي‌ام

اى تازه بهار زنده‌گي‌ام

اى قامت سبز فخر و دينم

اى سرو رسا و نازنينم

اسرار دلت نگفته رفتى

دُرِّ سخنت نسفته رفتى

اى دختر صاف و ساده اى من

اى صيد به خون فتاده اى من

بى تو كه شب سياه دارم

نه صبح و نه نور ماه دارم

بدبخت ترين پدر من‌ام من

خون گشته دل و جگر، من‌ام من

 

دانم كه ديگر ز خنده دورم

بى ديدن تو نِگر كه كورم

خواهم كه روم به سويت اى جان

تا بوسه زنم به رويت اى جان

اسدالله ولوالجى

۱۳۹۹/۴/۲ روستاق/گذرِ قلعه


نظرات کاربران


@